زوجدرمانی را به روزهای آخر موکول نکنید!
زوجدرمانی فقط برای رابطههایی نیست که به مرز فروپاشی رسیدهاند بلکه بهترین زمان مراجعه، پیش از آن است که دعواها به سکوت و فاصله تبدیل شوندنویسنده: زهرا جلیلی هاشمی | روان شناس بالینی
مترجم:
بسیاری از زوجها، زوجدرمانی را مثل «ایستگاه آخر» میبینند و آن را به عنوان راهحل آخر درنظر میگیرند. یعنی وقتی که دیگر هیچ راهی باقی نمانده، سراغش میروند و فقط برای گرفتن «گواهی پایان» به مشاور مراجعه میکنند. اما حقیقت این است که وقتی رابطه به این مرحله میرسد، نه تنها دیگر کار از دست فرد یا همسرش خارج شده، بلکه کل «زندگی مشترک» دچار مشکل شده است. در مطلب امروز به بررسی اهمیت و زمان درست مراجعه برای «زوجدرمانی» پرداختیم.
مشکل همیشه یک نفر نیست
زندگی مشترک پروژه ای دو نفره است که در آن اشتباه پیامد زیادی دارد. زوجدرمانی یعنی یاد بگیریم چطور دوباره با هم هماهنگ رفتار کنیم. اما چه زمانی باید بدانیم که سیستم زندگی مشترکمان در خطر است؟
1 وقتی دعوا به نقطه قبلی برمیگردد
اگر احساس میکنید ماهها یا سالهاست که سر یک موضوع مشخص (مثلاً کارهای خانه یا دخالت اطرافیان) دعوا میکنید و هر بار هم دقیقاً با همان حرفها و همان دلخوریها به بنبست میرسید، یعنی شما در یک «مسیر تکراری» گیر کردهاید. شما مدام از یک مسیر میروید و به همان جای قبلی میرسید. مشاور این جا به شما کمک میکند تا از این مسیر فرسوده خارج شوید و راه جدیدی برای گفتوگو پیدا کنید.
2 بدتر از خشم بیتفاوتی است
خیلیها فکر میکنند دعوا همیشه نشانه بدی است، اما واقعیت این است که تا وقتی کسی برای دیگری «دعوا» میکند، یعنی هنوز برای او اهمیت قائل است. زنگ خطر واقعی زمانی به صدا درمیآید که «خشم» تمام شود و جای آن را «بیتفاوتی» بگیرد. اگر دیگر برایتان مهم نیست همسرتان چه میگوید یا چه حسی دارد، و اگر سکوتهای طولانی جای بحث را گرفته، یعنی رابطه شما دچار یک نوع سردی مرگبار شده است.
3 وقتی اعتماد ترک میخورد
وقتی اتفاقی مثل خیانت میافتد، مثل این است که تمام ستونهای خانه شما فرو ریخته باشد. در این لحظه، تلاش برای «فقط فراموش کردن» یا «گذراندن سریع ماجرا»، مثل این است که بخواهید روی دیوارهای ترکخورده، فقط کمی رنگ بزنید. خیانت، کل ساختار اعتماد را میلرزاند. در این مرحله، نیاز به یک واسطه هست تا به شما کمک کند تا ببینید آیا هنوز راهی برای بازسازی این ستونها وجود دارد یا خیر.
4 دو نفر کنار هم، اما بدون زبان مشترک
وقتی احساس میکنید در کنار همسرتان «تنها» هستید؛ وقتی حرفهای شما برای او فقط «نقزدن» به نظر میآید و حرفهای او برای شما فقط «بهانه» است، یعنی زبان مشترک شما از کار افتاده است. شما دو نفر هنوز با هم حرف میزنید، اما دیگر «با هم» ارتباط برقرار نمیکنید.
منتظر فروپاشی نمانید
اگر چنین نشانههایی را در زندگیتان دارید یا احساس میکنید رابطهتان به سمت سردی پیش میرود، منتظر نمانید تا همه چیز ویران شود و بعد به فکر درمان بیفتید. مراجعه به متخصص قبل از اینکه رابطه به نقطه فروپاشی برسد، نشانه ضعف نیست؛ بلکه نشانه «بلوغ و شجاعت» است. یعنی شما آنقدر برای این پیوند ارزش قائل هستید که میخواهید قبل از اینکه دیر شود، راه درست زندگی کردن را دوباره یاد بگیرید.
مشکل همیشه یک نفر نیست
زندگی مشترک پروژه ای دو نفره است که در آن اشتباه پیامد زیادی دارد. زوجدرمانی یعنی یاد بگیریم چطور دوباره با هم هماهنگ رفتار کنیم. اما چه زمانی باید بدانیم که سیستم زندگی مشترکمان در خطر است؟
1 وقتی دعوا به نقطه قبلی برمیگردد
اگر احساس میکنید ماهها یا سالهاست که سر یک موضوع مشخص (مثلاً کارهای خانه یا دخالت اطرافیان) دعوا میکنید و هر بار هم دقیقاً با همان حرفها و همان دلخوریها به بنبست میرسید، یعنی شما در یک «مسیر تکراری» گیر کردهاید. شما مدام از یک مسیر میروید و به همان جای قبلی میرسید. مشاور این جا به شما کمک میکند تا از این مسیر فرسوده خارج شوید و راه جدیدی برای گفتوگو پیدا کنید.
2 بدتر از خشم بیتفاوتی است
خیلیها فکر میکنند دعوا همیشه نشانه بدی است، اما واقعیت این است که تا وقتی کسی برای دیگری «دعوا» میکند، یعنی هنوز برای او اهمیت قائل است. زنگ خطر واقعی زمانی به صدا درمیآید که «خشم» تمام شود و جای آن را «بیتفاوتی» بگیرد. اگر دیگر برایتان مهم نیست همسرتان چه میگوید یا چه حسی دارد، و اگر سکوتهای طولانی جای بحث را گرفته، یعنی رابطه شما دچار یک نوع سردی مرگبار شده است.
3 وقتی اعتماد ترک میخورد
وقتی اتفاقی مثل خیانت میافتد، مثل این است که تمام ستونهای خانه شما فرو ریخته باشد. در این لحظه، تلاش برای «فقط فراموش کردن» یا «گذراندن سریع ماجرا»، مثل این است که بخواهید روی دیوارهای ترکخورده، فقط کمی رنگ بزنید. خیانت، کل ساختار اعتماد را میلرزاند. در این مرحله، نیاز به یک واسطه هست تا به شما کمک کند تا ببینید آیا هنوز راهی برای بازسازی این ستونها وجود دارد یا خیر.
4 دو نفر کنار هم، اما بدون زبان مشترک
وقتی احساس میکنید در کنار همسرتان «تنها» هستید؛ وقتی حرفهای شما برای او فقط «نقزدن» به نظر میآید و حرفهای او برای شما فقط «بهانه» است، یعنی زبان مشترک شما از کار افتاده است. شما دو نفر هنوز با هم حرف میزنید، اما دیگر «با هم» ارتباط برقرار نمیکنید.
منتظر فروپاشی نمانید
اگر چنین نشانههایی را در زندگیتان دارید یا احساس میکنید رابطهتان به سمت سردی پیش میرود، منتظر نمانید تا همه چیز ویران شود و بعد به فکر درمان بیفتید. مراجعه به متخصص قبل از اینکه رابطه به نقطه فروپاشی برسد، نشانه ضعف نیست؛ بلکه نشانه «بلوغ و شجاعت» است. یعنی شما آنقدر برای این پیوند ارزش قائل هستید که میخواهید قبل از اینکه دیر شود، راه درست زندگی کردن را دوباره یاد بگیرید.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


