به رسم ایران، به رسم ادب
نویسنده: غلامرضا بنی اسدی
مترجم:
این روزها یک خبر مدام تکرار می شود. میخوانیم و میشنویم اتباعی غیرقانونی به کشور خودشان بازگردانده می شوند. مرز را رد کرده و بی حساب آمده بودند. حساب می گوید که برگردند به خانه خود. با این همه کلی قصه خلق شده است اما امروز با توجه به شرایط، وقتِ رفتن است. شاید نه از سر خوشی، نه همیشه با اختیار. گاهی مهمان باید چمدان ببندد و برود. آخر هر آمدنی رفتن است. وقت رفتن هم نحوه بدرقه ما، میماند در دلها. در ذهنها. در روایتهایی که فردا به فرزندانشان میگویند.
اتباع خارجی، مهاجران، کارگران، پناهجویان یا هر نامی که داشته باشند، روزگاری در کوچهپسکوچههای همین وطن، نان خوردهاند، عرق ریختهاند، کودکی بزرگ کردهاند، دلبستهاند. امروز شرایط و سختی های مضاعف شده بعد از جنگ، حکم بازگشتشان را میدهد، باید با سلام و صلوات بروند هرچند بی سلام و علیک آمده باشند. ما، اما به عنوان ملت ایران، وظیفه داریم آنها را با اخلاق بدرقه کنیم. با مهربانی.
تحقیر، خشونت، خودبرتربینی و با نگاه بالا به پایین در فرهنگ رفتاری ما جایی ندارد. ما ایرانی هستیم، رسم ایرانی هم مهماننوازی است. با بزرگواری و مهر و محبت و خاطره سازی. ما خود را ملتزم به اخلاق دینی و کرامت ملی می دانیم اما بدرقه اخلاقی، فقط بزرگمنشی نیست؛ سیاست هوشمندانه هم هست. اگر در دل کسی که میرود، خاطرهای خوش از ایران باقی بگذاریم، دشمن دیگر نمیتواند تخم نفرت بکارد. نمیتواند آنها را علیه ما بشوراند. اما اگر دلشان را با زخم روانه کنیم، کینهای خواهیم کاشت که شاید سالها بعد، جایی، ناگهان علیهمان قد بکشد. بیایید با اخلاق، با احترام، با ادب و با یک قطره محبت، آنها را بدرقه کنیم. خاطره خوش، سفیر صلح است. نفرت، دعوتنامه جنگ. ما هم به صلح خواهی و خیرجویی برای همه مردمان عالم نامبرداریم چه رسد به کسانی که با هم سر یک سفره نشسته و در یک مسجد نماز خوانده ایم. آنها که میروند، شاید برنگردند؛ اما نام ما، رفتار ما و خاطره ما باید خاطرشان را با محبت به ایران برگرداند. به جایی که زیبایی نه فقط در قالی زیر پا که در قله قلب شان هم موج می زند. نگذاریم بدکلامان و بدخطان، در دفتر خاطرات مردم راهی مرز، کلمات نازیبا رسم کنند. همت کنیم این تصویر آخر، بهتر و شریف تر باشد. به رسم ایران. به رسم ادب. به رسم انسانیت. چنین اگر باشد هرکس که رفت، در
خانه اش به روی ما هم بازخواهد بود. به هرحال تاریخ ما را بر یک جغرافیا همسایه کرده است. در مرام ما هم همسایه از برادر نزدیکتر است. باید به رفتاری در شأن برادر و بلکه نزدیکتر بدرقه شان کنیم.
10 صفحه اول


