رکوردداران مذاکرات بی فایده و عبور از خطوط قرمز، باز هم با لجبازی بر طبل مذاکره کوبیدند

توصیه بازگشت به جاده بن‌بست

نویسنده: سید عماد سلیمانی

مترجم:

در شرایطی که نظم جهانی با سرعتی بی‌سابقه در حال پوست‌اندازی است، برخی چهره‌های سیاسی ایران، همچنان با تکرار نسخه‌های آزموده دهه 90، از مذاکره با آمریکا به عنوان چاره تمام مشکلات سخن می‌گویند. این در حالی است که حتی متحدان سنتی واشنگتن، امروز به بی‌اعتمادی کامل نسبت به سیاست‌های آمریکا رسیده‌اند، چه رسد به کشوری مانند ایران که چهار دهه است قربانی تحریم، ترور و فشار حداکثری همان آمریکاست.
​​​​​​​
فروپاشی اعتبار جهانی واشنگتن
نمایش‌های اخیر دونالد ترامپ در محافل بین‌المللی، بیش از هر چیز نشان داد که حتی نزدیک‌ترین هم‌پیمانان آمریکا نیز دیگر نمی‌توانند بر ثبات یا تعهدات سیاسی واشنگتن حساب باز کنند. عربستان سعودی که تقریباً تمام حیثیت، نفت و سرمایه فرهنگی خود را تا استخوان به آمریکا واگذار کرده بود، اکنون به‌دنبال تعمیق روابط با چین و امضای معاهدات امنیتی با پاکستان است. قطر، متحد نظامی و میزبان پایگاه‌های کلیدی آمریکا در منطقه، در جریان حمله اخیر رژیم صهیونیستی به دوحه دریافت که چتر امنیتی آمریکا، جز یک توهم رسانه‌ای نیست. واشنگتن حتی به تعهدات رسمی خود برای دفاع از قطر نیز عمل نکرد.
ترامپ، از دید بسیاری از تحلیل گران، دیگر نه یک سیاستمدار، بلکه یک شومن سیاسی است که با برگزاری نشست‌های بی‌ثمر با زلنسکی، پوتین و سران عربی، فقط به دنبال بازتولید چهره‌ای فریبنده از قدرت رو به افول آمریکاست. حتی شعار انتخاباتی او «دوباره آمریکا را بزرگ کنیم» اعترافی ناخواسته به افول همین چهره آمریکا بود. این «ترامپ‌شو»ها نه تنها هیچ آورده‌ای برای طرف‌های مقابل نداشته‌اند، بلکه چهره واقعی سیاست خارجی آمریکا را که مبتنی بر فریب، تحقیر و بهره‌کشی بوده، عریان‌تر از همیشه نشان داده‌اند.
بازگشت به خیال‌های خام 
در چنین فضایی، اظهارات اخیر محمدجواد ظریف در گفت‌وگو با روزنامه النهار لبنان مبنی بر ضرورت «مذاکرات مستقیم و چندوجهی با آمریکا»، نوعی عقبگرد به راه حل های تجربه شده قبلی است. او گفته است: «با چهار دهه سابقه دیپلماسی عرض می‌کنم که مذاکرات مستقیم چاره کار است، برخلاف نظر کسانی که مذاکره را به معنای تسلیم می‌دانند.» چندی پیش نیز حسن روحانی، رئیس‌جمهور اسبق، با همین رویکرد خواستار «ترک تخاصم‌های غیرضرور» شده بود و دیروز نیز در جمع استانداران دولت یازدهم تأکید کرد: «مذاکره سخت ولی امکان پذیر است.»
اما این نسخه‌پیچی‌های تکراری، برای مردم ایران یادآور تجربه تلخ دهه 90 است. تجربه‌ای که نتیجه‌اش نه کاهش تحریم‌ها، بلکه تشدید فشارها و عقب‌نشینی از ظرفیت‌های بومی قدرت بود. نسخه‌ای که یک بار کشور را در دالان توهم تعامل سازنده گرفتار کرد و امروز نیز برخی می‌کوشند همان مسیر شکست‌خورده را احیا کنند.
ترک تخاصم یا ترک عقلانیت؟
منظور آقایان از «ترک تخاصم غیرضرور» چیست؟ جمهوری اسلامی با کدام طرف وارد مخاصمه غیرضرور شده است؟ دشمنی ایران با آمریکا یا رژیم صهیونیستی نه انتخاب تهران، بلکه تحمیل ساختاری قدرت‌های سلطه‌گر بوده است. از کودتای ۲۸ مرداد گرفته تا تحریم دارویی بیماران ایرانی و ترور دانشمندان هسته‌ای، همه نشان می‌دهد که طرف آغازگر همیشه واشنگتن و تل‌آویو بوده‌اند.
در واقع، این دشمنی‌ها نه قابل حذف‌اند و نه قابل معامله. تجربه نشان داده هرگاه تهران دست دوستی دراز کرده، واشنگتن خنجری از آستین بیرون آورده است. از «توافق الجزایر» تا «برجام»، هر بار آمریکا از توافق خارج شد و ایران را در میدان‌های اقتصادی و روانی تنها گذاشت. پس مذاکره با دشمنی که هیچ التزامی به تعهداتش ندارد، بیشتر از این که تدبیر دیپلماتیک  باشد خودفریبی سیاسی است .
تفکیک ترامپ از تل‌آویو!
برخی از سیاستمداران این جریان حتی پا را فراتر گذاشته و از «امکان تفکیک ترامپ از رژیم صهیونیستی» سخن گفته‌اند. نظریه‌ای که نه‌تنها خام و کودکانه است، بلکه اتفاقات چند ماه اخیر آن را کاملاً ابطال کرده است. امروز دیگر تردیدی نیست که رئیس‌جمهور آمریکا هر که باشد بدون چراغ سبز تل‌آویو، حتی در سطح تصمیمات کلان داخلی خود نیز قادر به اقدام مستقل نیست. واشنگتن به گروگان کامل لابی صهیونیست‌ها درآمده و منافع ملی آمریکا به‌تمامی در خدمت تل‌آویو تعریف شده است.در چنین شرایطی، باور به امکان «مذاکره سازنده» با واشنگتن، یعنی نادیده‌گرفتن واقعیات میدانی جهان. یعنی تکرار همان خطای تاریخی که برخی سیاستمداران ایرانی در دهه 90 مرتکب شدند. اعتماد به لبخند دیپلماتیک دشمنی که پشت میز مذاکره لبخند می‌زند و پشت در اتاق، امضای تحریم را تمدید می‌کند.
نیاز به بازتعریف سیاست خارجی
ایران امروز بیش از هر زمان دیگر به بازتعریف فعالانه سیاست خارجی نیاز دارد، نه بازگشت به الگوهای شکست‌خورده. جهان در حال تغییر است؛ ائتلاف‌های جدیدی در حال شکل‌گیری‌اند؛ از بریکس تا شانگهای، از ائتلاف‌های اقتصادی جنوب جهانی تا دیپلماسی انرژی در آسیا و آمریکای لاتین. این‌ها میدان‌هایی هستند که ایران می‌تواند در آن ها قدرت واقعی خود را بازیابی کند، نه در میزهایی که آمریکایی‌ها همیشه به‌دنبال نابودی توان بازدارندگی ایران از طریق مذاکره‌اند. مذاکره، فی‌نفسه مذموم نیست، اما وقتی ابزار طرف مقابل فریب و تحقیر است، گفت‌وگو به دام تبدیل می‌شود. جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته نشان داده که اهل تعامل عزتمند است، نه سازش تحقیرآمیز. بازگشت به نسخه های غیرمفید ظریف – روحانی یعنی بازگشت به همان نقطه‌ای که دشمن می‌خواهد ما در آن بمانیم.
10 صفحه اول