طارمی در سایه نیمکت

مهاجم تیم ملی کشورمان با وجود گلزنی در چند بازی برای المپیاکوس در لیگ، همچنان نتوانسته است اعتماد کامل سرمربی تیمش را جلب کند

نویسنده: شایان

مترجم:

​​​​​​​
المپیاکوس، تیمی که طارمی، مهاجم بوشهری کشورمان را در اختیار دارد، در لیگ قهرمانان اروپا هنوز رنگ برد را ندیده است و با دو امتیاز از چهار بازی در شرایط پیچیده‌ای قرار دارد. ضمن این‌که در این چهاربازی هم فقط دوبار موفق به گلزنی شده که یک گل هم پنالتی بوده است. با این حال، نکته بحث‌برانگیزتر از نتایج، نقش و جایگاه مهدی طارمی در این تیم است؛ بازیکنی که با سابقه گلزنی در بالاترین سطح فوتبال اروپا جذب شد اما تنها ۱۰۱ دقیقه در این رقابت‌ها به میدان رفته است. این در حالی‌ است که طارمی در لیگ یونان هر زمان در ترکیب اصلی قرار گرفته، گل زده و عملکرد درخشانی داشته است. پس پرسشی که مطرح می‌شود، این است: چرا طارمی بازی نمی‌کند و این وضعیت چه پیامدی برای تیم ملی ایران در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶ خواهد داشت؟

۴ بازی و فقط ۱۰۱ دقیقه
طارمی که یکی از دلایل انتخابش برای المپیاکوس حضور این تیم در لیگ قهرمانان بود، تاکنون بیشتر نقش یک تعویضی دیرهنگام را داشته است. او در چهار مسابقه قبلی به ترتیب ۴۵، ۲۸، ۱۲ و ۱۶ دقیقه به میدان رفت؛ یعنی در مجموع تنها ۱۰۱ دقیقه. این برای مهاجمی با ۱۱ گل در لیگ قهرمانان و سابقه درخشان با پورتو، عددی غیرقابل توجیه است. برای همین سابقه طارمی در اروپا بود که باشگاه یونانی حاضر شد دستمزد بالای او را پرداخت کند. در حالی که طارمی در لیگ قهرمانان نیمکت‌نشین است، عملکرد او در لیگ یونان کاملاً متفاوت است. او در سه دیدار اخیری که فیکس بوده چهار گل به ثمر رسانده و نشان داده است وقتی به او اعتماد شود، جواب آن را به خوبی می‌دهد. با وجود این، سرمربی تیم همچنان ترجیح می‌دهد در لیگ قهرمانان از او استفاده حداقلی داشته باشد.  
اختلاف تاکتیکی یا کمبود اعتماد؟
مندلیبار مربی‌ای‌ است که فلسفه‌اش بر پایه انرژی، دوندگی و بازی فیزیکی در خط حمله بنا شده؛ سبکی که نیازمند مهاجمانی با تحرک بالا، پرس شدید و مشارکت فعال در فاز دفاعی است. در چنین سیستمی، مهاجمی مثل مهدی طارمی که بیشتر به عنوان تمام‌کننده و فرصت‌طلب شناخته می‌شود، شاید در نگاه اول با الگوی ذهنی سرمربی همخوانی نداشته باشد. به نظر می‌رسد مندلیبار هنوز طارمی را به‌عنوان مهاجم اول تیمش قبول نکرده و او را بازیکنی «تک‌نقشی» می‌بیند؛ کسی که در فاز گلزنی مؤثر است اما در سایر بخش‌های تاکتیکی، از جمله پرسینگ و بازی‌سازی، آن‌طور که مدنظر مربی است، مشارکت ندارد. همین اختلاف‌نظر در سبک بازی و نقش تاکتیکی باعث شده اعتماد کامل میان مربی و بازیکن شکل نگیرد و طارمی به‌رغم آمادگی بدنی و آمار خوب گلزنی، همچنان نیمکت‌نشین باشد. اما نکته کلیدی این‎جاست، وقتی مهاجمی در فرم مطلوب قرار دارد، گل می‌زند و از فرصت‌های محدودش نهایت استفاده را می‌برد، نیمکت‌نشینی او نه‌تنها بی‌انصافی است، بلکه به معنای هدر دادن توانایی‌های تیم است. طارمی در بازی‌هایی که فیکس بوده، عملکردی چشمگیر داشته و نشان داده است که می‌تواند در لحظات حساس، گره‌گشا باشد. نادیده گرفتن چنین بازیکنی، آن هم در تورنمنتی مثل لیگ قهرمانان اروپا، تصمیمی ا‌ست که ممکن است برای المپیاکوس گران تمام شود.
زنگ خطر برای تیم ملی
این موضوع فقط محدود به باشگاه المپیاکوس نیست و بی‌تردید سایه‌اش بر تیم ملی ایران هم می‌افتد. یک مهاجم وقتی در باشگاهش کم‌دقیقه بازی کند، رفته‌رفته از ریتم مسابقه دور می‌شود؛ تصمیم‌گیری‌هایش دیرتر می‌شود، اعتمادبه‌نفسش افت می‌کند و از نظر ذهنی و جسمی به شرایط مسابقه سنگین نزدیک نیست. این همان چیزی است که فوتبال حرفه‌ای را از سایر سطوح جدا می‌کند: آماده بودن فقط به تمرین نیست، به تداوم حضور در میدان بستگی دارد. ما در مسیر مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۶ و بعد از آن، بیش از هر زمان دیگری به یک طارمی آماده نیاز داریم. او یکی از معدود بازیکنان فوتبال ایران است که در سطح لیگ قهرمانان اروپا تجربه ثابت‌شده دارد؛ اما وقتی همین بازیکن به جای ۹۰ دقیقه، فقط در دقایق پایانی وارد زمین شود، طبیعی است که قلعه‌نویی نتواند روی او به عنوان مهاجم اول تیم ملی حساب کامل باز کند. این اتفاق را پیش‌تر هم دیده‌ایم؛ ماجرای سردار آزمون در رم، نمونه روشنی بود که چگونه نیمکت‌نشینی طولانی، فرم فنی و آمادگی مسابقه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اکنون خطر آن است که همین مسیر برای طارمی هم تکرار شود و تیم ملی پیش از ورود به نبردهای سنگین، یکی از مهم‌ترین مهره‌هایش را در شرایط نیم‌سوز ببیند. 
10 صفحه اول