وحشت چینیها از دیدن لیلیپوتیها
در جنوب چین گزارشهای متعددی از رویت آدمهایی با قد وقامت کوتاه گزارش شد اما پشت پرده ماجرا یک قارچ خوراکی است که در صورت پخت ناکافی میتواند توهمهایی عجیب و تکرارشونده ایجاد کندنویسنده: فائزه مهاجر |روزنامه نگار
مترجم:
هر سال با آغاز تابستان، در یکی از بیمارستانهای استان یوننان در جنوب چین، صدها بیمار با مشکل مشابه از راه میرسند. همه آنها یک شکایت یکسان اما غیرعادی دارند: میگویند موجوداتی کوچک، شبیه آدمکهایی کوچک، در خانههایشان قدم میزنند. بعضیها آنها را میبینند که از زیر در رد میشوند، از دیوار بالا میروند یا روی بشقاب غذا مینشینند. پزشکان اما با این روایتها غریبه نیستند. تقریباً در همه موارد، یک عامل مشترک وجود دارد: مصرف نوعی قارچ محلی که اگر خوب پخته نشود، میتواند لیلی پوتها در سفرهای گالیور را در نظر افراد زنده کند.

مهمان ترسناک جنگلهای کاج
نام این قارچ لانماوآ آسیاتیکا (Lanmaoa asiatica) است. گونهای گوشتی و محبوب در بازارهای محلی استان یوننان در جنوب چین که معمولا پای درختان کاج میروید و علاقه خاصی به ریشه این درختان دارد. این قارچ بخشی از فرهنگ غذایی منطقه است و در فصل بارندگی، از خرداد تا شهریور، در بسیاری از خانهها و رستورانها طبخ میشود و مورد استفاده قرار میگیرد. البته اهالی منطقه یک قانون نانوشته دارند: قارچ باید کاملاً پخته شود. این قانون به صورت جدی در منطقه اجرا میشود، حتی در برخی رستورانها برای آن تایمر میگذارند تا مشتری پیش از پایان زمان حرارتدیدن قارچ و پخته شدن کامل که معمولا حدود 15 دقیقه است، سراغ بشقاب غذا نرود. تجربه نشان داده که پخت ناقص میتواند آغازگر ماجرایی باشد که نه به آشپزخانه، بلکه به ذهن مربوط است شروع پخش زنده سفرهای گالیور در نمایشگرهای ذهنی. گزارشها حاکی از آن است که اثر این قارچ با پخت ناقص ممکن است ۱۲ تا ۲۴ ساعت ادامه پیدا کند و در برخی موارد حتی به بستریشدن افراد در بیمارستان برای درمان جدی ختم میشود. شکایت از توهمها ، اغلب مشابه هستند، نه تصاویر پراکنده و شخصی، بلکه صحنههایی تکرارشونده از موجوداتی کوچک و پرجنبوجوش.

توهم لیلیپوتی چیست؟
در روانپزشکی، دیدن انسانها یا موجودات بسیار ریزاندام را «توهم لیلیپوتی» مینامند. اصطلاحی گرفته شده از رمان سفرهای گالیور نوشته جاناتان سوئیفت که در آن، قهرمان داستان به سرزمین مردمانی کوچک قدم میگذارد. قطعا بسیاری از شما اگر این رمان را نخوانده باشید، کارتون ماجراهای گالیور را به خوبی به یاد دارید. نکته عجیب درباره این قارچ و کسانی که آن را مصرف کردهاند، آن است که بیشتر مصرفکنندگان، تقریباً یک روایت مشترک دارند: آدم کوچولوهایی که در حال حرکتاند و حتی با بستن چشمها هم محو نمیشوند. این الگوی مشابه، کنجکاوی پژوهشگران را برانگیخته است. چرا باید یک ماده طبیعی، تجربهای تا این اندازه خاص و تکرارشونده ایجاد کند؟ توهمهای لیلیپوتی در شرایط دیگری هم گزارش شدهاند، اما نادرند. بررسیها نشان میدهد شمار موارد ثبتشده در یک قرن گذشته آن قدرها هم زیاد نبوده است. همین موضوع، مطالعه این قارچ را برای دانشمندان جذابتر کرده است، به این دلیل که شاید کلیدی برای فهم بهتر سازوکار ادراک و آگاهی در مغز انسان باشد. کالین دومناور، دانشجوی دکتری زیستشناسی در دانشگاه یوتا که برای تحقیقات گسترده درباره این قارچ مرموز به این منطقه سفر کرده است، میگوید: «اینکه جایی قارچی وجود داشته باشد که باعث دیدن تصاویری شبیه افسانهها شود، آن هم تصاویری که در فرهنگها و دورههای مختلف گزارش شدهاند، آنقدر عجیب بود که بهسختی میشد باورش کرد.»

راز مادهای مرموز و ناشناخته
بسیاری از قارچهای روانگردان شناختهشده حاوی سیلوسایبیناند. ترکیبی که اثراتش سالهاست مطالعه میشود. اما پژوهشهای اخیر نشان میدهد لانماوآ آسیاتیکا ظاهراً فاقد این ماده است و با ترکیبی متفاوت سر و کار داریم. دانشمندان میگویند هنوز کمتر از 5 درصد از گونههای قارچی جهان بهطور کامل شناسایی شدهاند بنابراین میتوان تصور کرد که با چه دنیای ناشناختهای مواجه هستیم و معلوم نیست با تحقیق و مطالعه بیشتر از چه رازهایی پرده برداشته شود. قارچها در گذشته منبع داروهای مهمی بودهاند و جای تعجب نیست اگر در دل این گونه عجیب هم ترکیبی نهفته باشد که در آینده، درک ما از مغز یا حتی درمان برخی اختلالات ادراکی را متحول کند.در حال حاضر اما این قارچ در یوننان بیشتر یک ماده غذایی محبوب است و در آن جا کسی آگاهانه از آن به عنوان وسیلهای برای تجربههای روانگردان استفاده نمیکند اگرچه که دمای پخت تنها تفاوت میان تجربه صرف یک وعده غذایی در بیخیالی و ورود آلیس گونه به سرزمین عجایب گالیور است.

چرا و چطور توهم میزنیم؟
وقتی انسان مواد خوراکی خاصی مصرف میکند که حاوی ترکیبات اثرگذار بر مغز هستند، فرایند درک حسی میتواند بهطور موقت دچار اختلال شود. در این شرایط، مغز دیگر «آنچه واقعا وجود دارد» را ثبت نمیکند، بلکه دادههای حسی دریافتی را با الگوهای پیشین، خاطرات و پیشبینیهای ناخودآگاه خود ترکیب میکند. در حالت عادی، نواحی بینایی مغز (visual cortex) دادههای خام چشم را دریافت و در تعامل با نواحی پیشانی و هیپوکامپ (مسئول حافظه و واقعیتسنجی) تفسیر میکنند. اما برخی ترکیبات طبیعی از جمله آلکالوئیدها، آمینهای توهمزا یا متابولیتهای خاص موجود در قارچها، میتوانند تعادل شیمیایی بین انتقالدهندههای عصبی مانند سروتونین (5HT) و گلوتامات را بر هم زنند. این تغییر باعث میشود مسیرهایی که مسئول پالایش و انتخاب واقعیتاند، بیشفعال یا از کار افتاده شوند. نتیجه، ادراکی است که دیگر به ورودی واقعی محدود نیست، بلکه «پیشبینیهای مغز» جایگزین تجربه عینی میشوند.درباره قارچ لانماوآ آسیاتیکا، مطالعات اولیه نشان میدهد ترکیبی ناشناخته در آن احتمالاً گیرندههای سروتونینی نوع 2A را تحریک میکند؛ همان گیرندههایی که در مواد روانگردان کلاسیک فعال میشوند. فعال شدن بیشازحد این مسیر، موجب آشفتگی در «یکپارچهسازی ادراکی» میشود: مغز نمیتواند اندازه، فضا یا مقیاس اشیا را درست رمزگشایی کند و در نتیجه ممکن است چهرههایی کوچک یا صحنههایی تخیلی را ببیند. به بیان ساده، مواد خوراکیای از این دست نه تصویر میسازند، نه رؤیا؛ بلکه دست به ویرایش خودِ واقعیت در مغز میزنند؛ جایی که مرز میان دیدن و تخیل، برای ساعاتی در هم میریزد.

مهمان ترسناک جنگلهای کاج
نام این قارچ لانماوآ آسیاتیکا (Lanmaoa asiatica) است. گونهای گوشتی و محبوب در بازارهای محلی استان یوننان در جنوب چین که معمولا پای درختان کاج میروید و علاقه خاصی به ریشه این درختان دارد. این قارچ بخشی از فرهنگ غذایی منطقه است و در فصل بارندگی، از خرداد تا شهریور، در بسیاری از خانهها و رستورانها طبخ میشود و مورد استفاده قرار میگیرد. البته اهالی منطقه یک قانون نانوشته دارند: قارچ باید کاملاً پخته شود. این قانون به صورت جدی در منطقه اجرا میشود، حتی در برخی رستورانها برای آن تایمر میگذارند تا مشتری پیش از پایان زمان حرارتدیدن قارچ و پخته شدن کامل که معمولا حدود 15 دقیقه است، سراغ بشقاب غذا نرود. تجربه نشان داده که پخت ناقص میتواند آغازگر ماجرایی باشد که نه به آشپزخانه، بلکه به ذهن مربوط است شروع پخش زنده سفرهای گالیور در نمایشگرهای ذهنی. گزارشها حاکی از آن است که اثر این قارچ با پخت ناقص ممکن است ۱۲ تا ۲۴ ساعت ادامه پیدا کند و در برخی موارد حتی به بستریشدن افراد در بیمارستان برای درمان جدی ختم میشود. شکایت از توهمها ، اغلب مشابه هستند، نه تصاویر پراکنده و شخصی، بلکه صحنههایی تکرارشونده از موجوداتی کوچک و پرجنبوجوش.

توهم لیلیپوتی چیست؟
در روانپزشکی، دیدن انسانها یا موجودات بسیار ریزاندام را «توهم لیلیپوتی» مینامند. اصطلاحی گرفته شده از رمان سفرهای گالیور نوشته جاناتان سوئیفت که در آن، قهرمان داستان به سرزمین مردمانی کوچک قدم میگذارد. قطعا بسیاری از شما اگر این رمان را نخوانده باشید، کارتون ماجراهای گالیور را به خوبی به یاد دارید. نکته عجیب درباره این قارچ و کسانی که آن را مصرف کردهاند، آن است که بیشتر مصرفکنندگان، تقریباً یک روایت مشترک دارند: آدم کوچولوهایی که در حال حرکتاند و حتی با بستن چشمها هم محو نمیشوند. این الگوی مشابه، کنجکاوی پژوهشگران را برانگیخته است. چرا باید یک ماده طبیعی، تجربهای تا این اندازه خاص و تکرارشونده ایجاد کند؟ توهمهای لیلیپوتی در شرایط دیگری هم گزارش شدهاند، اما نادرند. بررسیها نشان میدهد شمار موارد ثبتشده در یک قرن گذشته آن قدرها هم زیاد نبوده است. همین موضوع، مطالعه این قارچ را برای دانشمندان جذابتر کرده است، به این دلیل که شاید کلیدی برای فهم بهتر سازوکار ادراک و آگاهی در مغز انسان باشد. کالین دومناور، دانشجوی دکتری زیستشناسی در دانشگاه یوتا که برای تحقیقات گسترده درباره این قارچ مرموز به این منطقه سفر کرده است، میگوید: «اینکه جایی قارچی وجود داشته باشد که باعث دیدن تصاویری شبیه افسانهها شود، آن هم تصاویری که در فرهنگها و دورههای مختلف گزارش شدهاند، آنقدر عجیب بود که بهسختی میشد باورش کرد.»

راز مادهای مرموز و ناشناخته
بسیاری از قارچهای روانگردان شناختهشده حاوی سیلوسایبیناند. ترکیبی که اثراتش سالهاست مطالعه میشود. اما پژوهشهای اخیر نشان میدهد لانماوآ آسیاتیکا ظاهراً فاقد این ماده است و با ترکیبی متفاوت سر و کار داریم. دانشمندان میگویند هنوز کمتر از 5 درصد از گونههای قارچی جهان بهطور کامل شناسایی شدهاند بنابراین میتوان تصور کرد که با چه دنیای ناشناختهای مواجه هستیم و معلوم نیست با تحقیق و مطالعه بیشتر از چه رازهایی پرده برداشته شود. قارچها در گذشته منبع داروهای مهمی بودهاند و جای تعجب نیست اگر در دل این گونه عجیب هم ترکیبی نهفته باشد که در آینده، درک ما از مغز یا حتی درمان برخی اختلالات ادراکی را متحول کند.در حال حاضر اما این قارچ در یوننان بیشتر یک ماده غذایی محبوب است و در آن جا کسی آگاهانه از آن به عنوان وسیلهای برای تجربههای روانگردان استفاده نمیکند اگرچه که دمای پخت تنها تفاوت میان تجربه صرف یک وعده غذایی در بیخیالی و ورود آلیس گونه به سرزمین عجایب گالیور است.

چرا و چطور توهم میزنیم؟
وقتی انسان مواد خوراکی خاصی مصرف میکند که حاوی ترکیبات اثرگذار بر مغز هستند، فرایند درک حسی میتواند بهطور موقت دچار اختلال شود. در این شرایط، مغز دیگر «آنچه واقعا وجود دارد» را ثبت نمیکند، بلکه دادههای حسی دریافتی را با الگوهای پیشین، خاطرات و پیشبینیهای ناخودآگاه خود ترکیب میکند. در حالت عادی، نواحی بینایی مغز (visual cortex) دادههای خام چشم را دریافت و در تعامل با نواحی پیشانی و هیپوکامپ (مسئول حافظه و واقعیتسنجی) تفسیر میکنند. اما برخی ترکیبات طبیعی از جمله آلکالوئیدها، آمینهای توهمزا یا متابولیتهای خاص موجود در قارچها، میتوانند تعادل شیمیایی بین انتقالدهندههای عصبی مانند سروتونین (5HT) و گلوتامات را بر هم زنند. این تغییر باعث میشود مسیرهایی که مسئول پالایش و انتخاب واقعیتاند، بیشفعال یا از کار افتاده شوند. نتیجه، ادراکی است که دیگر به ورودی واقعی محدود نیست، بلکه «پیشبینیهای مغز» جایگزین تجربه عینی میشوند.درباره قارچ لانماوآ آسیاتیکا، مطالعات اولیه نشان میدهد ترکیبی ناشناخته در آن احتمالاً گیرندههای سروتونینی نوع 2A را تحریک میکند؛ همان گیرندههایی که در مواد روانگردان کلاسیک فعال میشوند. فعال شدن بیشازحد این مسیر، موجب آشفتگی در «یکپارچهسازی ادراکی» میشود: مغز نمیتواند اندازه، فضا یا مقیاس اشیا را درست رمزگشایی کند و در نتیجه ممکن است چهرههایی کوچک یا صحنههایی تخیلی را ببیند. به بیان ساده، مواد خوراکیای از این دست نه تصویر میسازند، نه رؤیا؛ بلکه دست به ویرایش خودِ واقعیت در مغز میزنند؛ جایی که مرز میان دیدن و تخیل، برای ساعاتی در هم میریزد.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


