پس از مواضع جنجالی برخی چهرههای اصلی جبهه اصلاحات در دیماه، عبور رئیسجمهور از رادیکالها علنی شد
مرز جدید دولت با رادیکالها
نویسنده: عماد سلیمانی
مترجم:
مسعود پزشکیان با هویت شناختهشده اصلاحطلبانه وارد رقابتهای ریاستجمهوری شد؛ چهرهای که سابقهای روشن در اردوگاه اصلاحات داشت و از نخستین روزهای تبلیغات انتخاباتی، «وفاق و همگرایی ملی» را بهعنوان کلیدواژه محوری دولت خود معرفی کرد. پیروزی او نیز با همین شعار تفسیر شد: تلاشی برای عبور از قطببندیهای فرساینده و بازسازی سرمایه اجتماعی از مسیر همگرایی میان نیروهای سیاسی. با این حال، کمتر از چند ماه پس از استقرار دولت، شکافهای درونجریانی خود را نشان داد؛ شکافی که اینبار نه میان دولت و رقبای سیاسی، بلکه میان رئیسجمهور و بخشی از بدنه رادیکال جریان اصلاحات شکل گرفت.از همان ماههای ابتدایی دولت، برخی چهرههای منتسب به اصلاحطلبان رادیکال، فاصلهگذاری گفتمانی خود با پزشکیان را آغاز کردند؛ فاصلهای که پس از جنگ دوازدهروزه و بیانیههای بحثبرانگیز جبهه اصلاحات پررنگتر شد. این بیانیهها که عملاً از منطق وفاق فاصله میگرفت، حامل نوعی بازگشت به ادبیات تقابلی و بحرانمحور بود. در ادامه، حوادث دیماه ۱۴۰۴ و مواضع تند برخی از این چهرهها در میانه بحران، درنهایت به بازداشت تعدادی از مهرههای اصلی این طیف انجامید؛ رخدادی که عملاً شکاف دروناصلاحطلبی را از سطح اختلافنظر سیاسی به سطح تعارض در قرائت از امنیت ملی کشاند.در چنین زمینهای، سخنرانی اخیر رئیس جمهور را باید فراتر از یک واکنش احساسی یا دفاع مقطعی از دولت تفسیر کرد. این سخنرانی، در واقع نخستین مرزبندی صریح رئیسجمهور با قرائت رادیکال از اصلاحطلبی بود؛ مرزبندیای که حامل یک پیام روشن درونجریانی است: اصلاحطلبی بدون مسئولیت اجتماعی و امنیتی، به ضد خود تبدیل میشود.پزشکیان در این موضعگیری، معنای اصلاحات را «درمان زخمها و حل مسائل واقعی جامعه» تعریف میکند و بهصراحت با روایتهایی که حوادث اخیر را به خود حاکمیت نسبت میدهند، مخالفت میورزد. او چنین ادعاهایی را «بیانصافی» میداند و درباره پیامدهای امنیتی تکرار روایتهای اثباتنشده هشدار میدهد. از نگاه رئیسجمهور، نقد قدرت بدون تعهد به حقیقت و تحقیق مستند، نه اصلاحطلبی که بازتولید خواست دشمن است.
در لایهای دیگر، پزشکیان نقدی جدی به سبک کنشگری سیاسی بخشی از اصلاحطلبان وارد میکند؛ کنشگریای که بهزعم او، بیش از آنکه در میدان عمل باشد، در ساحت خطابه و نسخهنویسی انتزاعی متوقف مانده است. تأکید او بر این که «ارائه تئوری از عدالت ساده است اما اجرای عدالت در میدان عمل دشوار»، ناظر به فاصله میان گفتمان اخلاقی و مسئولیت اجرایی است. این نقد، در واقع بازتعریف نقش اصلاحطلب در قدرت است: اصلاحطلبی زمانی معنا دارد که با هزینهدادن، مسئولیتپذیری و ورود به میدان حل مسئله همراه باشد، نه صرفاً با تولید ادبیات انتقادی از بیرون ساختار.حمله نمادین پزشکیان به «نقد از موضع آسایش» نیز در همین چارچوب قابل فهم است؛ آنجا که میگوید برخی دوستانش، در رفاه نشستهاند و از بیرون میدان نسخه میپیچند. این گزاره، بیش از آنکه طعنهای شخصی باشد، نشانهای از فاصله رئیسجمهور با اصلاحطلبیِ بیهزینه است؛ اصلاحطلبیای که در بزنگاه بحران، بهجای کاهش تنش اجتماعی، ناخواسته در زمین جنگ روایتها بازی میکند.در مجموع، سخنرانی اخیر پزشکیان را میتوان نقطه عطفی در بازتعریف نسبت دولت با اصلاحات دانست. رئیسجمهور، بیآنکه از هویت اصلاحطلبانه خود عقبنشینی کند، مرز خود را با اصلاحطلبی رادیکال ترسیم کرده است. این «عبور نرم»، بیش از آنکه به معنای قطع رابطه با اصلاحات باشد، تلاشی برای بازسازی معنای اصلاحطلبی در شرایط جنگ ترکیبی است؛ اصلاحطلبیای که قرار است هم منتقد باشد و هم مسئول، هم مطالبهگر حقیقت و هم متعهد به امنیت و انسجام ملی.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


