هنوز پرچم ایران به دست ما مانده ...

نشست شعرخوانی شاعران در مؤسسه فرهنگی‌هنری خراسان، همزمان با آیین تشییع تاریخی پیکررهبرشهید برگزارشد

نویسنده:

مترجم:


همزمان با تشییع پیکررهبرشهید انقلاب ،موجی ازارادت و دلدادگی میان هنرمندان واهالی فرهنگ شکل گرفته است؛ازاجرای سوگ سروده‌ها وآثارموسیقایی توسط خوانندگان  گرفته تا خوانش شعرهایی که یاد و نام آن اسطوره شجاعت ومقاومت  را زنده نگه می‌دارد.درهمین راستا،جمعی ازشاعران استان خراسان نیزبا حضوردرمؤسسه فرهنگی هنری خراسان، تازه‌ترین سروده‌های خود را درسوگ وستایش ایشان قرائت کردند.درادامه، گزیده‌ای ازاین اشعاررا می‌خوانید.


هنوزگرمی دستان مهربانت هست 
هنوزبرسرما لطف بی کرانت هست 
هنوزپا به رکاب توئیم ومی جنگیم 
هنوزهول تو برجان دشمنانت هست 
بسی خیال که دلسردمان کنند ازتو 
همیشه دردل ما گرمی بیانت هست 
اگرچه بعد توبی بال وپرشدیم اما
شکسته ایم قفس را که آسمانت هست 
بگوبه مشت گره کرده ات چه سری بود 
که برفرازهمه دست ها نشانت هست 
غروب،نقطه پایان آفتاب تونیست 
تو را طلوعی ازآن سوی کهکشانت هست 
پس ازتوما وهمان بهت صبح روزدهم 
که زودرفتی وجامانده کاروانت هست 

تمام دلخوشی روزگارمان رفته 
بهارآمده اما بهارمان رفته 
اگرچه سید علی رفته مجتبی مانده 
هنوزپرچم ایران به دست ما مانده 
هنوزکنج خیابان زنان رجزخوانند
هنوزبرلب مردانمان دعا مانده 
هنوزواژه ربانی توکل هست 
هنوزوعده پیروزی خدا مانده 
پس ازحماسه جادویی خیابان ها 
هنوزمعجزه های هوا فضا مانده 
درین زمانه که دنیا به ظلم تاریک است 
هنوزروشنی گنبد طلا مانده 
ازین جماعت تکبیرگوی درصحنه 
دهان بسته قوم یهود وامانده 
مقاومت کن وهرگزنترس محکم باش 
نترس،سیدعلی رفت! چون خدامانده 



هرجا دلی برای توخون شد دل من است 
آن دل که برتوخون نشود سنگ وآهن است 
درکوره خانه غم توآبدیده شد
شمشیرخشم ما اگرامروزنشکن است 
ایمان سلاح اصلی رزمندگان ماست 
الله اکبراست که جنگنده افکن است 
ازما برای کودکمان تاج وتخت نه 
چیزی که ماندنی است فقط حب میهن است 
ای دیوها توطئه درمهد شیرها 
هرکودکی که چشم گشوده تهمتن است 
ازعرشه می شود که به عرش خدا رسید 
درشعله های ناودنا راه روشن است 
آتش زده به کاخ گلستان وموزه ها 
یعنی که با گذشته ما نیزدشمن است 
خونخواه رهبریم ولباس سیاه ما 
رخت عزای قائدمان نیست جوشن است

دربغل گیرتن خسته مهمانت را 
یا رضا(ع) حجله بزن منبروایوانت را 
مرثیه خوان حرم! روضه بخوان باردگر 
محتشم بازکنی کاش تو دیوانت را 
آمده رهبرما ازسفری دور و دراز 
آمده سجده کند خاک خراسانت را 
آه این داغ عظیم است عظیم است عظیم 
ای که دادی به ره کرببلا جانت را 
وه چه نیکوپسرفاطمه گلگون شده ای 
ختم کردی به شهادت همه ایمانت را 
قائد امت مظلوم به درگاه رضا(ع)
تو شفاعت بنما مردم ایرانت را 
تا ابد یاد تودرسینه ما خواهدبود 
وقف ما کرده ای آنقدرکه احسانت را 



هنوزباورمان نیست که عزاداریم 
چه گریه ها که به آغوش هم بدهکاریم 
چه داغ ها که ندیدیم و لب فروبستیم 
چقدرخون جگریم و چقدرخونباریم 
چه آتشی است که می سوزد استخوانهامان 
ازآه شعله وریم و زگریه سرشاریم 
بیا به چشم های ترما قدم گذارای عشق 
که حسرتیم سراپا وشوق دیداریم 
قسم به مشت گره کرده ات که تا آخر 
مباد ازره ورسم تودست برداریم 
حماسه است عزای تو ازچه بنشینیم 
شکسته ایم ولی همچنان علمداریم 
چه اشک ها که گرفتیم با پر پرچم 
هنوزباورمان نیست که عزا داریم 


1
مشهد همه آیینه واحساس شده 
سرشارنگاه حضرت یاس شده 
گویی که تمام جاده های این شهر 
بی تاب قدوم نورالماس شده 
2
مشهد به تماشای شهید آمده است 
با چشم پرازاشک وامیدآمده است 
هرصحن وسرای شهرتکبیرشده 
گویی سحرفتح جدید آمده است 
3
خورشید اگرچه درافق پنهان شد 
درآینه خاطره ها تابان شد 
یک پیکررفته بازگشت ازمعراج 
درخاطرروزگارجاویدان شد 
4
حاشا که الف دال شود میم آید 
برخاک وطن نسیم ترحیم آید 
ما رهبرمان شهید این راه شده 
حاشا حاشا که بوی تسلیم آید 

به اجابت رسید حاجاتش
عاقبت شد شهید خامنه ای 
ما مریدان که خوب می دانیم
 به مرادش رسید خامنه ای 
تا ابد درقلمروتاریخ
انعکاس نگاه اوباقی است 
ظاهراگرچه رفته فرمانده
رهبری رفته راه اوباقی است 
چند سالی شده است می دانم
 نشده سمت کربلا برود
می تواند سفرکند حالا
 حرم حضرت رضا(ع) برود 
سرنوشت مقلدین امام
 انتخاب شهادتی آگاه 
با شهادت به خیرخواهد شد
قصه پیروان روح ا... 
گفت دایم به کشورایران
حرم وکشورامام رضا(ع)
همه اینجا مدافع حرمیم
عضوی ازلشکرامام رضا (ع)


ازسوختن درداغ توخاکسترم مانده 
درآینه ازسوگ توچشم ترم مانده
ازشعرهای انقلاب دفترم بابا 
شوروشعورشعرهای قیصرم مانده 
ققنوس بودی پرزدی تا بی کران نور 
گنجشک بودم مُشتی ازبال و پرم مانده 
بابا به عشق توروی نقش نگین من 
العزه لله روی انگشترم مانده 
دنیا بدان تا آفتاب عشق می بارد 
تصویراوبرقلب ماه کشورم مانده 
درگنجه ام ازیادگاری هاش قرآنی 
با چفیه خوش عطر وبوی رهبرم مانده 
رفتی وابیاتم اناری تازه شد ترکید 
رفتی ولی ابیات سرخ دیگرم مانده 
تا پای جان با مجتبی هستیم آقا جان 
روی لبم فریاد حیدرحیدرم مانده 
​​​​​​​

هرچند که روزگارغم می افتد 
با خون تو بیرق ستم می افتد 
شعری که نمی شود فراموش تویی 
کی نام و نشانت ازقلم می افتد 

دریایی ورودها تورا می جویند 
ازخون توگل های وطن می رویند 
چندی است تمام قله ها با تب وتاب 
ازمشت گره کرده تومی گویند 

می خواست که روسفید مردم باشد 
تا آینه امید مردم باشد 
اوقافیه را نباخت تا با عزت 
دربیت خودش شهید مردم باشد
4
 اوآمد و راه را نشان داد به ما 
دریا دریا عزم و توان داد به ما 
ما موج به موج درخیابان هاییم 
خونش به زمین نریخت جان داد به ما 
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار