باید هر کاری را به بهترین شکل و بدون خطا انجام دهم!
هرکاری را باید به بهترین شکل و بدون خطا انجام دهم وگرنه از دست خودم عصبانی میشوم، اعتماد به نفسم هم پایین است و از تجربه کردن میترسم. 34 سالهام. کمالگرایی بیچارهام کرده است. چه کنم؟نویسنده: فائزه سجادی| روان شناس بالینی
مترجم:
مخاطب گرامی، این احساسی که توصیف کردید، یعنی گیر افتادن در چرخه «کمالگرایی سمی»، برای بسیاری از افراد باهوش و توانمند اتفاق میافتد. نکته کلیدی این جاست که شما نه به خاطر ضعف، بلکه به خاطر استانداردهای ذهنی بسیار بالا و ترس از قضاوت شدن (حتی توسط خودتان) دچار این وضعیت شدهاید. در روانشناسی، این وضعیت اغلب با ترس از شکست و گره زدن ارزش وجودی به خروجی کارها، مرتبط است. برای شروع تغییر، این مسیر عملی را پیشنهاد میکنم:
1 بازتعریف شکست
کمالگراها فکر میکنند «اگر عالی نباشد، یعنی فاجعه است». باید این دیدگاه را تغییر دهید. در ذهن خود شکست را به عنوان «داده» ببینید. وقتی کاری را انجام میدهید و خطا میکنید، در واقع دارید اطلاعاتی درباره اینکه «چطور این کار جواب نمیدهد» به دست میآورید. بدون این دادهها، یادگیری ممکن نیست.
2 قاعده «۷۰ درصد کافی است»
برای خودتان یک قانون بگذارید: هر کاری که شروع میکنید، هدف را روی ۷۰ درصد کیفیت بگذارید، نه ۱۰۰ درصد. وقتی هدفتان ۱۰۰ است، مغزتان به محض دیدن اولین خطا، پاسخ «جنگ یا گریز» میدهد (عصبانیت). وقتی هدفتان ۷۰ است، به خودتان اجازه میدهید نقصها را ببینید و در عین حال، کار پیش برود. نکته مهم: همیشه میتوانید بعداً ۷۰ درصد را به ۸۰ یا ۹۰ برسانید، اما اگر کمالگرا باشید، همان مرحله اول را هم شروع نمیکنید.
3 شفقت به خود را تمرین کنید
به جای اینکه به عنوان یک منتقد خشن با خودتان حرف بزنید، فکر کنید اگر دوست صمیمیتان همین شرایط شما را داشت (۳۴ ساله، باهوش اما تحت فشارِ کمالگرایی)، به او چه میگفتید؟ آیا به او میگفتید «چقدر احمقی که خطا کردی»؟ قطعاً نه. همان دلسوزی را نثار خودتان کنید. کمالگرایی اغلب یک مکانیسم دفاعی برای «دوستداشتنی بودن» است؛ بدانید که شما بدون دستاوردهای بینقص هم ارزشمند هستید.
4 مواجهه با ترس
اعتماد به نفس از طریق «انجام دادن» ساخته میشود، نه از طریق «فکر کردن به انجام دادن». از کارهای کوچک شروع کنید. کارهایی که اهمیت حیاتی ندارند اما احتمال خطا در آنها وجود دارد. مثلاً: عمداً یک کار کوچک را ناقص انجام دهید یا یک نظرِ «غیرتخصصی» در جمعی بدهید. ببینید که دنیا به آخر نرسید و کسی شما را طرد نکرد. این «مواجهه تدریجی» به مغز شما یاد میدهد که شکست، کشنده نیست.
یک تمرین برای همین امروز:
یک کار کوچک (مثلاً نوشتن یک متن، یا انجام یک کار فنی در خانه) را انتخاب کنید. هدفتان را روی «تمام کردن سریع» بگذارید نه «عالی بودن». وقتی تمام شد، اجازه دهید همانطور ناقص باقی بماند. فقط مشاهده کنید چه احساسی دارید و بگذارید آن اضطراب بگذرد.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


