پاتک «بلاکچِینی» به اتاق جنگ دلار
گزارش والاستریت ژورنال حاکی از آن است که ایران، روسیه و کره شمالی برای دور زدن تحریمها، به سمت راه اندازی رمزارزهای اختصاصی رفته و در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار معامله رمزارزی انجام دادهاند؛ رقمی که8 برابر سال قبل از آن استنویسنده:
مترجم:
تحریم برای واشنگتن فقط یک ابزار سیاسی نیست؛ یک سازوکار اقتصادی برای بستن شریانهای تنفس مالی کشورهایی است که خارج از نظم مطلوب آمریکا حرکت میکنند. سالها این فشار با تکیه بر دلار، سوئیفت و شبکه بانکی بینالمللی اعمال میشد؛ همان ساختاری که به آمریکا امکان میداد هم جریان پول را رصد کند و هم در صورت لزوم، آن را متوقف سازد. اما اکنون نشانههایی دیده میشود که این معماری قدیمی، با چالش تازهای روبهرو شده است: رمزارزها و زیرساختهای غیرمتمرکز مالی. در ماههای گذشته، وزارت خزانهداری آمریکا با تحریم چند صرافی بزرگ ایرانی تلاش کرد مسیر دسترسی کاربران و فعالان اقتصادی ایران به بازار جهانی رمزارز را محدودتر کند. آن اقدام در ظاهر نشانه قدرت بود، اما در باطن حاوی یک پیام روشن نیز بود: غرب دریافته که نبرد تحریمها از شبکه بانکی عبور کرده و به میدان بلاکچین رسیده است. حالا گزارش والاستریت ژورنال حاکی از آن است که ایران و روسیه، در کنار کره شمالی، برای دور زدن تحریمها به سمت راهاندازی رمزارزهای اختصاصی رفتهاند و در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار معامله رمزارزی انجام دادهاند؛ رقمی که هشت برابر سال قبل از آن است. اهمیت این عدد فقط در بزرگی آن نیست، بلکه در معنایی است که پشت آن قرار دارد: کشورهایی که سالها هدف فشار مالی غرب بودهاند، ظاهراً در حال ساخت مسیرهای موازی برای عبور از دیوار تحریم هستند.
از تحریم صرافیهای ایرانی
تا اعتراف به جابهجایی زمین بازی
خرداد امسال، دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا، چهار صرافی بزرگ ایرانی یعنی نوبیتکس، والکس، بیتپین و رمزینکس را در فهرست تحریم قرار داد. در همان مقطع، گزارشهایی در رسانههای غربی منتشر شد که مدعی بودند بخش مهمی از تراکنشهای مرتبط با ایران از مسیر پلتفرمهای رمزارزی و کیفپولهای واسط جابهجا میشود. همزمان، صرافیهای بینالمللی نیز بررسی منشأ داراییها را سختگیرانهتر کردند و هشدار دادند که انتقال مستقیم یا غیرمستقیم از برخی مبادی ایرانی میتواند به تأخیر، انسداد یا محدودیت حساب منجر شود.
این تحولات از یکسو فشار تازهای بر کاربران ایرانی وارد کرد، اما از سوی دیگر نشان داد نهادهای ناظر غربی بهخوبی فهمیدهاند که رمزارز دیگر صرفاً یک دارایی سفتهبازانه نیست. این بازار حالا به بخشی از زیرساخت جابهجایی ارزش در اقتصاد تحریمی تبدیل شده و به همین دلیل، هدفگیری آن برای واشنگتن اهمیت امنیتی و ژئواقتصادی پیدا کرده است.
ادعای تازه والاستریت ژورنال؛ فقط بیتکوین و تتر در میان نیست
آنچه گزارش تازه والاستریت ژورنال را مهم میکند، فقط عدد ۱۰۰ میلیارد دلار نیست. نکته کلیدی این گزارش، ادعای عبور ایران و روسیه از استفاده صرف از رمزارزهای عمومی مانند بیتکوین و تتر به سمت رمزارزهای اختصاصی و پلتفرمهای بومی معاملاتی است. اگر این ادعا درست باشد، ما با تحول مهمی روبهرو هستیم: عبور از استفاده تاکتیکی از رمزارزها به سمت طراحی ابزارهای مالی مستقل.
در این روایت، دیگر ماجرا صرفاً به این ختم نمیشود که یک کاربر یا شرکت، برای جابهجایی پول از تتر استفاده کند. بلکه صحبت از شکلگیری زیستبومهایی است که در آن، کشورها میکوشند زنجیره مبادلات خود را از مرحله انتقال ارزش تا تسویه، از مدار تحت کنترل غرب بیرون ببرند. به بیان دیگر، اگر در گذشته رمزارز فقط یک «میانبر» برای عبور از تحریم بود، اکنون در این گزارش بهعنوان بخشی از یک «زیرساخت جایگزین» مطرح میشود.
چرا این گزارش برای غرب نگرانکننده است؟
بر اساس این گزارش، نگرانی غرب فقط از حجم پول جابهجا شده نیست؛ بلکه از کاهش تدریجی کارایی ابزارهای سنتی تحریم است. ساختار تحریمهای آمریکا بر چند ستون اصلی بنا شده: نقش مسلط دلار، وابستگی تجارت جهانی به بانکهای کارگزار، کنترل سوئیفت و توان رصد تراکنشها از مسیر نهادهای مالی رسمی. هر سازوکاری که بتواند این ستونها را دور بزند، بهطور طبیعی حساسیت واشنگتن را برمیانگیزد.
رمزارزها، بهویژه وقتی در قالب شبکههای اختصاصی یا توافقهای دوجانبه مورد استفاده قرار میگیرند، این امکان را فراهم میکنند که بخشی از مبادلات بدون عبور از کانالهای رسمی بانکی انجام شود. درست است که تحلیلگران بلاکچین امروز توان رهگیری بالایی پیدا کردهاند، اما وقتی بازی از سطح کیفپولهای عمومی به سمت زیرساختهای بومی، تسویههای چندلایه و پلتفرمهای مستقل حرکت کند، هزینه و پیچیدگی نظارت نیز بهمراتب بیشتر میشود.
از فشار رسانهای تا عملیات روانی
البته باید توجه داشت بخشی از این جنس گزارشها، علاوه بر کارکرد اطلاعرسانی، مصرف سیاسی و روانی نیز دارد. وقتی رسانهای مانند والاستریت ژورنال از استفاده ایران و روسیه از رمزارزهای اختصاصی برای دور زدن تحریمها سخن میگوید، در واقع همزمان چند پیام مخابره میشود: نخست، توجیه فشارهای جدید نظارتی و تحریمی؛ دوم، هشدار به صرافیها و واسطههای بینالمللی برای فاصله گرفتن از کاربران و نهادهای مرتبط؛ و سوم، القای این تصور که هرگونه تعامل مالی خارج از مدار غرب، بالقوه مشکوک و امنیتی است.
در چنین فضایی، حتی اگر همه جزئیات این گزارشها بهطور مستقل قابل راستیآزمایی نباشد، نفس انتشار آنها به ابزاری برای مشروعیتبخشی به دور تازه فشارها تبدیل میشود. به همین دلیل است که باید این دست روایتها را نه فقط بهعنوان گزارش اقتصادی، بلکه بهمثابه بخشی از نبرد روایتها در جنگ تحریمی نیز خواند.
چالش جدید اتاق جنگ دلار
حتی اگر بخشی از ادعاهای مطرحشده در این گزارش اغراقآمیز باشد، اصل ماجرا قابل انکار نیست. رمزارزها و فناوری بلاکچین، ظرفیت ایجاد مسیرهای تازه برای جابهجایی ارزش را فراهم کردهاند و همین ظرفیت، قدرت انحصاری شبکههای مالی سنتی را زیر سؤال برده است. برای کشورهایی که سالها زیر فشار تحریم بودهاند، این فناوری فقط یک ابزار سرمایهگذاری یا سفتهبازی نیست؛ بخشی از تلاش برای بازیابی امکان مبادله در محیطی است که دسترسی آنها به کانالهای رسمی محدود شده است.البته این مسیر، بدون ریسک و هزینه نیست. تشدید رصد زنجیرهای، فشار بر صرافیها، سختگیری در احراز منشأ دارایی و احتمال مسدودسازی حسابها، همگی نشان میدهد که میدان رمزارز نیز دیگر فضای بیقید سالهای اولیه نیست. اما همزمان، همین میزان از فشار و حساسیت غرب، خود نشانهای است از این که این میدان را جدی گرفته است.
در مجموع، تحریم صرافیهای ایرانی و حساسیت روزافزون غرب به مبادلات رمزارزی، یک واقعیت را آشکار کرده است: جنگ اقتصادی از شبکه بانکی به بسترهای فناورانه رسیده است. اگر این روند ادامه یابد، اتاق جنگ دلار در سالهای پیش رو نه با یک دشمن سنتی، بلکه با شبکهای از ابزارهای غیرمتمرکز روبهرو خواهد بود؛ ابزارهایی که مهارشان به مراتب دشوارتر از گذشته است.
از تحریم صرافیهای ایرانی
تا اعتراف به جابهجایی زمین بازی
خرداد امسال، دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا، چهار صرافی بزرگ ایرانی یعنی نوبیتکس، والکس، بیتپین و رمزینکس را در فهرست تحریم قرار داد. در همان مقطع، گزارشهایی در رسانههای غربی منتشر شد که مدعی بودند بخش مهمی از تراکنشهای مرتبط با ایران از مسیر پلتفرمهای رمزارزی و کیفپولهای واسط جابهجا میشود. همزمان، صرافیهای بینالمللی نیز بررسی منشأ داراییها را سختگیرانهتر کردند و هشدار دادند که انتقال مستقیم یا غیرمستقیم از برخی مبادی ایرانی میتواند به تأخیر، انسداد یا محدودیت حساب منجر شود.
این تحولات از یکسو فشار تازهای بر کاربران ایرانی وارد کرد، اما از سوی دیگر نشان داد نهادهای ناظر غربی بهخوبی فهمیدهاند که رمزارز دیگر صرفاً یک دارایی سفتهبازانه نیست. این بازار حالا به بخشی از زیرساخت جابهجایی ارزش در اقتصاد تحریمی تبدیل شده و به همین دلیل، هدفگیری آن برای واشنگتن اهمیت امنیتی و ژئواقتصادی پیدا کرده است.
ادعای تازه والاستریت ژورنال؛ فقط بیتکوین و تتر در میان نیست
آنچه گزارش تازه والاستریت ژورنال را مهم میکند، فقط عدد ۱۰۰ میلیارد دلار نیست. نکته کلیدی این گزارش، ادعای عبور ایران و روسیه از استفاده صرف از رمزارزهای عمومی مانند بیتکوین و تتر به سمت رمزارزهای اختصاصی و پلتفرمهای بومی معاملاتی است. اگر این ادعا درست باشد، ما با تحول مهمی روبهرو هستیم: عبور از استفاده تاکتیکی از رمزارزها به سمت طراحی ابزارهای مالی مستقل.
در این روایت، دیگر ماجرا صرفاً به این ختم نمیشود که یک کاربر یا شرکت، برای جابهجایی پول از تتر استفاده کند. بلکه صحبت از شکلگیری زیستبومهایی است که در آن، کشورها میکوشند زنجیره مبادلات خود را از مرحله انتقال ارزش تا تسویه، از مدار تحت کنترل غرب بیرون ببرند. به بیان دیگر، اگر در گذشته رمزارز فقط یک «میانبر» برای عبور از تحریم بود، اکنون در این گزارش بهعنوان بخشی از یک «زیرساخت جایگزین» مطرح میشود.
چرا این گزارش برای غرب نگرانکننده است؟
بر اساس این گزارش، نگرانی غرب فقط از حجم پول جابهجا شده نیست؛ بلکه از کاهش تدریجی کارایی ابزارهای سنتی تحریم است. ساختار تحریمهای آمریکا بر چند ستون اصلی بنا شده: نقش مسلط دلار، وابستگی تجارت جهانی به بانکهای کارگزار، کنترل سوئیفت و توان رصد تراکنشها از مسیر نهادهای مالی رسمی. هر سازوکاری که بتواند این ستونها را دور بزند، بهطور طبیعی حساسیت واشنگتن را برمیانگیزد.
رمزارزها، بهویژه وقتی در قالب شبکههای اختصاصی یا توافقهای دوجانبه مورد استفاده قرار میگیرند، این امکان را فراهم میکنند که بخشی از مبادلات بدون عبور از کانالهای رسمی بانکی انجام شود. درست است که تحلیلگران بلاکچین امروز توان رهگیری بالایی پیدا کردهاند، اما وقتی بازی از سطح کیفپولهای عمومی به سمت زیرساختهای بومی، تسویههای چندلایه و پلتفرمهای مستقل حرکت کند، هزینه و پیچیدگی نظارت نیز بهمراتب بیشتر میشود.
از فشار رسانهای تا عملیات روانی
البته باید توجه داشت بخشی از این جنس گزارشها، علاوه بر کارکرد اطلاعرسانی، مصرف سیاسی و روانی نیز دارد. وقتی رسانهای مانند والاستریت ژورنال از استفاده ایران و روسیه از رمزارزهای اختصاصی برای دور زدن تحریمها سخن میگوید، در واقع همزمان چند پیام مخابره میشود: نخست، توجیه فشارهای جدید نظارتی و تحریمی؛ دوم، هشدار به صرافیها و واسطههای بینالمللی برای فاصله گرفتن از کاربران و نهادهای مرتبط؛ و سوم، القای این تصور که هرگونه تعامل مالی خارج از مدار غرب، بالقوه مشکوک و امنیتی است.
در چنین فضایی، حتی اگر همه جزئیات این گزارشها بهطور مستقل قابل راستیآزمایی نباشد، نفس انتشار آنها به ابزاری برای مشروعیتبخشی به دور تازه فشارها تبدیل میشود. به همین دلیل است که باید این دست روایتها را نه فقط بهعنوان گزارش اقتصادی، بلکه بهمثابه بخشی از نبرد روایتها در جنگ تحریمی نیز خواند.
چالش جدید اتاق جنگ دلار
حتی اگر بخشی از ادعاهای مطرحشده در این گزارش اغراقآمیز باشد، اصل ماجرا قابل انکار نیست. رمزارزها و فناوری بلاکچین، ظرفیت ایجاد مسیرهای تازه برای جابهجایی ارزش را فراهم کردهاند و همین ظرفیت، قدرت انحصاری شبکههای مالی سنتی را زیر سؤال برده است. برای کشورهایی که سالها زیر فشار تحریم بودهاند، این فناوری فقط یک ابزار سرمایهگذاری یا سفتهبازی نیست؛ بخشی از تلاش برای بازیابی امکان مبادله در محیطی است که دسترسی آنها به کانالهای رسمی محدود شده است.البته این مسیر، بدون ریسک و هزینه نیست. تشدید رصد زنجیرهای، فشار بر صرافیها، سختگیری در احراز منشأ دارایی و احتمال مسدودسازی حسابها، همگی نشان میدهد که میدان رمزارز نیز دیگر فضای بیقید سالهای اولیه نیست. اما همزمان، همین میزان از فشار و حساسیت غرب، خود نشانهای است از این که این میدان را جدی گرفته است.
در مجموع، تحریم صرافیهای ایرانی و حساسیت روزافزون غرب به مبادلات رمزارزی، یک واقعیت را آشکار کرده است: جنگ اقتصادی از شبکه بانکی به بسترهای فناورانه رسیده است. اگر این روند ادامه یابد، اتاق جنگ دلار در سالهای پیش رو نه با یک دشمن سنتی، بلکه با شبکهای از ابزارهای غیرمتمرکز روبهرو خواهد بود؛ ابزارهایی که مهارشان به مراتب دشوارتر از گذشته است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار


