غریبه‌ای در آینه

نگاهی روانکاوانه به مفهوم ناخودآگاه و ضرورت شناخت و درک عمیق آن

نویسنده: زهرا موید | ‌ کاندیدای دکتری تخصصی مشاوره

مترجم:

بسیاری از ما گمان می‌کنیم که فرمانده‌ مقتدرِ زندگی خود هستیم؛ فکر می‌کنیم انتخاب‌ها، احساسات و حتی شکست‌هایمان محصول تصمیمات آگاهانه‌ ماست. اما حقیقت روان‌شناختی، سیلی بیدارکننده‌ای به این باور می‌زند. ما شبیه به کوه‌های یخی شناور در اقیانوس هستیم. آنچه از ما دیده می‌شود (خودآگاه)، تنها نوک کوچک این کوه است و بخش عظیم و تعیین‌کننده (ناخودآگاه)، در تاریکی اعماق آب پنهان شده است. اما ناخودآگاه چیست و چرا ضرورت دارد درباره آن بدانیم؟

چرا تعمق در ناخودآگاه، نانِ شبِ سلامت روان ماست؟
شاید بپرسید: «وقتی زندگی می‌گذرد، چه نیازی به نبش‌قبر گذشته و کند‌وکاو در لایه‌های پنهان ذهن است؟» پاسخ در سه دلیل حیاتی نهفته است که زندگی هر انسانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
رهایی از «تکرار اجباری» یا طلسم سرنوشت
آیا تا به حال دقت کرده‌اید که چرا مدام با آدم‌های اشتباه وارد رابطه می‌شوید؟ چرا در آستانه‌ هر موفقیت بزرگ، ناگهان دست به تخریب خود می‌زنید؟ یا چرا یک ترس مبهم همیشه در بزنگاه‌های زندگی گلوی شما را می‌فشارد؟ تا زمانی‌که به ناخودآگاه سفر نکنید، در چرخه‌ تکرار الگوهای قدیمی (که اغلب در کودکی شکل گرفته‌اند) اسیر خواهید ماند. زیگموند فروید معتقد بود آنچه را به یاد نمی‌آوریم و در ناخودآگاه دفن می‌کنیم، مجبوریم دوباره «زندگی» کنیم. تعمق در این فضا، تنها راه شکستن این طلسم است.
آشتی با «سایه» و رسیدن به اصالت
در ناخودآگاه ما، بخش‌هایی وجود دارند که جامعه یا خانواده آن‌ها را «بد» شمرده و ما به ناچار سرکوبشان کرده‌ایم. بخش‌هایی مثل خشم، شهود، یا حتی توانمندی‌های خیره‌کننده. این بخش‌های سرکوب‌شده که کارل یونگ آن‌ها را «سایه» می‌نامید، از بین نمی‌روند، بلکه از تاریکی به ما ضربه می‌زنند. عمیق شدن در ناخودآگاه به ما کمک می‌کند تا با این بخش‌های گمشده آشتی کنیم و به جای یک نقاب بی‌نقص اما غمگین، به یک انسان واقعی و یکپارچه تبدیل شویم.
سلامت جسمی و کاهش بارهای عصبی
امروزه علم ثابت کرده که بسیاری از دردهای جسمانی (از میگرن گرفته تا مشکلات گوارشی)، زبانِ بدن برای بیان دردهای روانی دفن‌شده در ناخودآگاه هستند. آگاهی از محتویات ناخودآگاه، فشار را از روی سیستم عصبی برمی‎دارد و به بدن فرصت ترمیم می‌دهد. عمیق شدن در ناخودآگاه، شجاعت می‌طلبد، چون ممکن است با چیزهایی روبه‌رو شوید که سال‌ها از آن‌ها فرار کرده‌اید. اما به یاد داشته باشید: «اتاقی که از آن می‌ترسید، حاوی گنجی است که به دنبالش می‌گردید.» 
چگونه وارد این قلمروی پنهان شویم؟ 
سفر به ناخودآگاه، برخلاف تصور عموم، به معنای هیپنوتیزم یا کارهای عجیب و غریب نیست. این سفر با ابزارهای «مشاهده‌گری» آغاز می‌شود. در این جا چند تمرین علمی برای رمزگشایی از دنیای درونی‌تان آورده شده است:
نوشتنِ آزاد | این روش یکی از معتبرترین روش‌های علمی (تکنیک جیمز پنی‌بیکر) برای دسترسی به لایه‌های پنهان ذهن است.
تمرین: روزانه ۱۰ تا ۱۵ دقیقه، بدون توقف و بدون فکر کردن به اصول نگارشی، هر چه در ذهنتان می‌گذرد روی کاغذ بیاورید؛ بدون این‌که چیزی را اصلاح کنید. بعد از چند روز، با بازخوانی این نوشته‌ها، متوجه تکرارِ کلمات، ترس‌ها یا آرزوهایی می‌شوید که در حالت عادی از آن‌ها بی‌خبرید.
ردیابی واکنش‌های بدنی| ناخودآگاه ما قبل از این‌که با کلمات صحبت کند، با «بدن» حرف می‌زند. طبق نظریه «نشانگرهای بدنی»، احساسات سرکوب شده خود را به صورت انقباض عضلانی، تپش قلب یا سنگینی در معده نشان می‌دهند.
تمرین: وقتی در یک موقعیت خاص (مثلاً در جمع یا هنگام صحبت با شخصی) ناگهان دچار اضطراب می‌شوید، به جای فرار، روی بدن‌تان تمرکز کنید. بپرسید: «این فشار در کجای بدنم است؟» بدن هرگز دروغ نمی‌گوید و اغلب راه مستقیم‌تری به سمت ریشه‌ روانی مشکل باز می‌کند.
تحلیل فرافکنی| ما تمایل داریم ویژگی‌هایی را که در خودمان نمی‌پسندیم، در دیگران ببینیم. این یک مکانیسم دفاعی ناخودآگاه است.
تمرین: دفعه بعد که از رفتار خاص یک نفر به شدت عصبانی شدید یا او را به شدت قضاوت کردید، لحظه‌ای مکث کنید. از خود بپرسید: «آیا این ویژگی (مثلاً خودخواهی یا لجبازی) به شکل پنهانی در من وجود ندارد؟» آنچه در دیگران ما را منزجر می‌کند، معمولاً بخشی از ناخودآگاه خودمان است که با آن آشتی نکرده‌ایم.
ثبت و رمزگشایی رویاها| رویاها تصادفی نیستند، آن‌ها زبان تصویری ناخودآگاه برای حل تعارضات روزمره هستند.
تمرین: یک دفترچه یادداشت کنار تخت بگذارید. بلافاصله بعد از بیداری، حتی اگر خواب‌تان تکه‌تکه است، آن را بنویسید. به جای جست‎وجو در کتاب‌های تعبیر خواب قدیمی، از خود بپرسید: «این تصویر در زندگی واقعی من را یاد چه احساسی می‌اندازد؟» احساسی که در خواب دارید (مثلاً ترس از جاماندن از قطار)، کلید اصلی پیامی است که ناخودآگاه می‌خواهد به بیداری‌ شما مخابره کند.

10 صفحه اول