زمانه تهدید نیست!

نویسنده: صابر گل عنبری

مترجم:


در شرایطی که ایران عملا وارد یک جنگ فرسایشی و طولانی‌ مدت شده و جنوب کشور به کانون‌ اصلی حملات آمریکا بدل شده است، همچنان سیلی از تهدید، هشدار و خط ‌و نشان‌ کشیدن علیه آمریکا در جریان است. حال آن که کارکرد اصلی تهدید، بازداشتن طرف مقابل از انجام یک اقدام است. وقتی آن اقدام فعلیت پیدا کند، روشن است که تهدید دیگر اثر بازدارنده خود را ندارد و حتی دیگر نمی‌تواند کارکرد جنگ روانی هم داشته باشد.
 با آغاز جنگ و استمرار آن، دیگر این تهدید نیست که معادله را تعیین می‌کند، بلکه میدان عمل است که وزن واقعی طرف‌ها را نشان می‌دهد.
 وقتی جنگ آغاز شده و به این شکل ادامه دارد، دیگر تکرار همان ادبیات قبل از جنگ اگر با تغییر در موازنه میدانی همراه نباشد، چیزی را عوض نمی‌کند.
 اگر تهدیدها بازدارنده بودند، اساسا نباید جنگی رخ می‌داد.
 اکنون نیز با وجود این همه هشدار و تهدید، آمریکا نه ‌تنها حملات خود را متوقف نکرد، بلکه با کنار گذاشتن تفاهم‌نامه، هر روز بر دامنه و شدت آن‌ها می‌افزاید و بار دیگر بمباران و تخریب زیرساخت‌ها در دستورکار قرار گرفته است.
 واقعیت این است که جنگ کنونی تا رسیدن به نقطه ایجاد یک موازنه جدید فاصله زیادی دارد؛ موازنه‌ای که برای همه طرف‌ها چه آمریکا و اسرائیل چه کشورهای منطقه چه خود ایران حیاتی و تعیین کننده و خط فاصل میان دو نظم قدیم و نوین منطقه خواهد بود.
 از این رو، این جنگ فعلا ادامه خواهد یافت و اگر یک جنگ معمولی بود که آمریکا همان تفاهم‌نامه را دستاویزی برای خروج از بن بست و خاتمه جنگ قرار می‌داد و به مفادش کج‎دار و مریز عمل می‌کرد؛ نه این که سریعا دوباره حملات را از سر گیرد.
 چنان که قبلا هم با امضای تفاهم‎نامه تاکید شد، بن بست جنگ در تحقق سریع اهدافش نه الزاما به معنای توقف آن و گذار به صلح است و نه این که طرف مقابل با همان دست فرمان حرکت خواهد کرد، بلکه به همین منظور با بازبینی و بازتعریف سریع در راهبرد و تاکتیک‌های جنگی خود تلاش می‌کند تا از مسیرهای تازه از جمله جنگی فرسایشی به همان اهداف دست یابد.
10 صفحه اول