سینما و تلویزیون دادگاه شد!
چگونه موج تازهای از درامهای دادگاهی در سینما، تلویزیون و نمایش خانگی شکل گرفت؟نویسنده:
مترجم:
طی یک هفته اخیر و در یک اتفاق کمسابقه، ناگهان 3 اثر نمایشی با محوریت دادگاه، قاضی و فرایند دادرسی مقابل چشمان مخاطبان قرار گرفتند. از شنبه هفته گذشته سریال «کوری» پس از مدتی توقیف، سرانجام به پلتفرمها رسید، از چهارشنبه هفته گذشته فیلم سینمایی «زندهشور» در سینماها به اکران درآمد و از پنج شنبهشب فصل سوم سریال «آقای قاضی» نیز با عنوان «قاضی بیگی» روی آنتن تلویزیون رفت. این همزمانی، اگرچه ممکن است تا حدی تصادفی باشد، اما از شکلگیری موجی تازه در سینما، تلویزیون و نمایش خانگی ایران حکایت دارد که دادگاه را از یک لوکیشن فرعی به قلب روایت آورده است.
لوکیشن محبوبی به نام دادگاه
سالها دادگاه در آثار ایرانی، بیشتر محلی برای پایانبندی داستان یا صدور حکم بود و سهم چندانی در پیشبرد روایت نداشت، اما در سالهای اخیر این فضا به یکی از بسترهای جذاب درام تبدیل شده. حالا قاضی، بازپرس، وکیل و متهم، شخصیتهای اصلی داستاناند و تعلیق در بازپرسی و صدور رای شکل میگیرد. هرچند در سالهای گذشته برخی درامهای دادگاهی به شکلی پراکنده ساخته شدند، اما آغازگر این موج تازه را میتوان «علفزار» دانست که با روایت پروندهای پیچیده در دادسرا، نشان داد فضای حقوقی هم میتواند به اندازه یک تریلر پلیسی، پرکشش و پرتعلیق باشد و هم در جشنواره و هم در گیشه موفق ظاهر شود. از آن زمان به بعد بود که آثار دیگری چون «آقای قاضی»، «بیبدن»، «شریک جرم»، «محکوم» و «گناه فرشته» به نمایش درآمدند.
چرا دادگاه جذاب شد؟
درام دادگاهی یکی از زیرگونههای محبوب سینما در جهان است، زیرا اغلب عناصر یک داستان جذاب را در خود دارد: راز، کشف حقیقت، تقابل شخصیتها، چالش اخلاقی و تعلیق تا لحظه صدور رای. به خلاف فیلمهای اکشن که هیجان را از حرکت میگیرند، این دست آثار هیجان را به وسیله گفتوگو، استدلال و افشای تدریجی حقیقت خلق میکنند. همین ویژگی باعث شده در سالهای اخیر، مخاطبان ایرانی نیز استقبال بیشتری از چنین روایتهایی داشته باشند. موفقیت این دست محصولات نشان میدهد سازندگان به ظرفیت تجاری و دراماتیک این ژانر پی بردهاند.
از سرگرمی تا آموزش
رونق آثار دادگاهی البته یک مزیت فرهنگی نیز دارد. این دست محصولات اگر با پژوهش و دقت ساخته شوند، میتوانند مخاطب را با روند رسیدگی قضایی، حقوق شهروندی و پیچیدگیهای قانون آشنا کنند. از این منظر، تعامل بیشتر میان سینماگران و دستگاه قضایی نیز میتواند به تولید آثار دقیقتر و واقعگرایانهتر منجر شود که علاوه بر سرگرمی، نقشی آموزشی هم ایفا کنند. کلید ماجرا نیز ترکیب درستی از درام و تخیل با واقعیتهای خشک حقوقی است؛ چراکه تماشای صرف دادگاه، از جذابیت بالایی برای مخاطب برخوردار نیست و با سادهسازی کافی، این دست آثار میتوانند جذاب باشند. تماشای نمونههای موفقی چون «علفزار» و «آقای قاضی» نشان میدهد اگر فیلم ساز اصل را بر باورپذیری قرار دهد و در این مسیر، فیلم نامه را با دقت بنویسد، جذب مخاطب فراوان دور از دسترس نیست.

کوری/ فیلم نت و نماوا
«کوری» ماجرای رسیدگی یک بازپرس جنایی به پرونده پخش مشروبات الکلی تقلبی را روایت میکند. این اثر که در روایت این ماجرا، جسارتها و احتمالاً کارتهای سبزی هم داشته، بیشتر بر روند بازپرسی و حل معما تمرکز دارد و از این جهت به سریال «محکوم» شبیه است. مجموعه نمایش خانگی «کوری» که البته هنوز در ابتدای راه قرار دارد و در قسمتهای بعد بهتر قابل نقد است، از حضور چهرههایی چون امیر جعفری، سارا بهرامی و مریلا زارعی بهره میبرد.

زندهشور/ سینما
«زندهشور» روایت داستان یک قاضی اجرای احکام است که در واپسین ساعات، برای نجات جان 5 محکوم به اعدام تلاش میکند. فیلم بیش از آن که بر پیچیدگیهای حقوقی تکیه کند، به دنبال برانگیختن احساسات مخاطب است و در این مسیر، از درام درگیرکننده و تأثیرگذاری برخوردار است. بازیهای قابل قبول، مهمترین امتیاز فیلم محسوب میشود، هرچند ضعفهای فیلم نامه و گره غیرقابل باور در میانه قصه، مانع میشود که به اثری ماندگار تبدیل شود.
قاضی بیگی/ شبکه دو
فصل سوم «آقای قاضی» که با تغییر کارگردان و بازیگر نقش اصلی به تلویزیون بازگشته، در قسمت اول مستقیم سر اصل مطلب رفت و اولین پروندهاش را روایت کرد. فضای قسمت اول کاملاً مشابه دو فصل نخست است و در آن از اندک سکانسهای خارج از فضای دادگاه (که در فصل دوم وجود داشت) صرف نظر شده. مهدی بهرامبیگی که نقش اصلی «قاضی بیگی» را بر عهده دارد، با چهرهپردازی و اکت قابل قبول، برای جایگاه قاضی مناسب به نظر میرسد.
لوکیشن محبوبی به نام دادگاه
سالها دادگاه در آثار ایرانی، بیشتر محلی برای پایانبندی داستان یا صدور حکم بود و سهم چندانی در پیشبرد روایت نداشت، اما در سالهای اخیر این فضا به یکی از بسترهای جذاب درام تبدیل شده. حالا قاضی، بازپرس، وکیل و متهم، شخصیتهای اصلی داستاناند و تعلیق در بازپرسی و صدور رای شکل میگیرد. هرچند در سالهای گذشته برخی درامهای دادگاهی به شکلی پراکنده ساخته شدند، اما آغازگر این موج تازه را میتوان «علفزار» دانست که با روایت پروندهای پیچیده در دادسرا، نشان داد فضای حقوقی هم میتواند به اندازه یک تریلر پلیسی، پرکشش و پرتعلیق باشد و هم در جشنواره و هم در گیشه موفق ظاهر شود. از آن زمان به بعد بود که آثار دیگری چون «آقای قاضی»، «بیبدن»، «شریک جرم»، «محکوم» و «گناه فرشته» به نمایش درآمدند.
چرا دادگاه جذاب شد؟
درام دادگاهی یکی از زیرگونههای محبوب سینما در جهان است، زیرا اغلب عناصر یک داستان جذاب را در خود دارد: راز، کشف حقیقت، تقابل شخصیتها، چالش اخلاقی و تعلیق تا لحظه صدور رای. به خلاف فیلمهای اکشن که هیجان را از حرکت میگیرند، این دست آثار هیجان را به وسیله گفتوگو، استدلال و افشای تدریجی حقیقت خلق میکنند. همین ویژگی باعث شده در سالهای اخیر، مخاطبان ایرانی نیز استقبال بیشتری از چنین روایتهایی داشته باشند. موفقیت این دست محصولات نشان میدهد سازندگان به ظرفیت تجاری و دراماتیک این ژانر پی بردهاند.
از سرگرمی تا آموزش
رونق آثار دادگاهی البته یک مزیت فرهنگی نیز دارد. این دست محصولات اگر با پژوهش و دقت ساخته شوند، میتوانند مخاطب را با روند رسیدگی قضایی، حقوق شهروندی و پیچیدگیهای قانون آشنا کنند. از این منظر، تعامل بیشتر میان سینماگران و دستگاه قضایی نیز میتواند به تولید آثار دقیقتر و واقعگرایانهتر منجر شود که علاوه بر سرگرمی، نقشی آموزشی هم ایفا کنند. کلید ماجرا نیز ترکیب درستی از درام و تخیل با واقعیتهای خشک حقوقی است؛ چراکه تماشای صرف دادگاه، از جذابیت بالایی برای مخاطب برخوردار نیست و با سادهسازی کافی، این دست آثار میتوانند جذاب باشند. تماشای نمونههای موفقی چون «علفزار» و «آقای قاضی» نشان میدهد اگر فیلم ساز اصل را بر باورپذیری قرار دهد و در این مسیر، فیلم نامه را با دقت بنویسد، جذب مخاطب فراوان دور از دسترس نیست.

کوری/ فیلم نت و نماوا
«کوری» ماجرای رسیدگی یک بازپرس جنایی به پرونده پخش مشروبات الکلی تقلبی را روایت میکند. این اثر که در روایت این ماجرا، جسارتها و احتمالاً کارتهای سبزی هم داشته، بیشتر بر روند بازپرسی و حل معما تمرکز دارد و از این جهت به سریال «محکوم» شبیه است. مجموعه نمایش خانگی «کوری» که البته هنوز در ابتدای راه قرار دارد و در قسمتهای بعد بهتر قابل نقد است، از حضور چهرههایی چون امیر جعفری، سارا بهرامی و مریلا زارعی بهره میبرد.

زندهشور/ سینما
«زندهشور» روایت داستان یک قاضی اجرای احکام است که در واپسین ساعات، برای نجات جان 5 محکوم به اعدام تلاش میکند. فیلم بیش از آن که بر پیچیدگیهای حقوقی تکیه کند، به دنبال برانگیختن احساسات مخاطب است و در این مسیر، از درام درگیرکننده و تأثیرگذاری برخوردار است. بازیهای قابل قبول، مهمترین امتیاز فیلم محسوب میشود، هرچند ضعفهای فیلم نامه و گره غیرقابل باور در میانه قصه، مانع میشود که به اثری ماندگار تبدیل شود.
قاضی بیگی/ شبکه دو
فصل سوم «آقای قاضی» که با تغییر کارگردان و بازیگر نقش اصلی به تلویزیون بازگشته، در قسمت اول مستقیم سر اصل مطلب رفت و اولین پروندهاش را روایت کرد. فضای قسمت اول کاملاً مشابه دو فصل نخست است و در آن از اندک سکانسهای خارج از فضای دادگاه (که در فصل دوم وجود داشت) صرف نظر شده. مهدی بهرامبیگی که نقش اصلی «قاضی بیگی» را بر عهده دارد، با چهرهپردازی و اکت قابل قبول، برای جایگاه قاضی مناسب به نظر میرسد.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


