پدر تیزهوشان مشهد

روایت سیدعلی عبدالخالق‌زاده، مدیر نخستین مدرسه تیزهوشان مشهد، از روزهایی که با امکانات اندک مدرسه را راه انداخت تا شاگردانی که بعدها تاریخ ساز شدند؛ از رهبرمعظم انقلاب تا شاگردانی که در عرصه‌های علمی درخشیدند

نویسنده: مریم رستگار

مترجم:

​​​​​​​
«ما مشهدی‌ها هرچه داریم و نداریم از آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) است»؛ سیدعلی عبدالخالق‌زاده، روایتش را از همین‌جا آغاز می‌کند؛ از امام رضا(ع)، از شهری که آن را «پایتخت حضور» حضرت می‌داند و بعد آرام‌آرام به سراغ قصه‌ای می‌رود که بخش بزرگی از عمرش را پای آن گذاشته است.
عبدالخالق‌زاده، متولد ۱۳۳۲ مشهد، کودکی و نوجوانی‌اش را در همین شهر گذرانده است؛ از دبستان عنصری تا دبیرستان هدایت. بعدها معلم ابتدایی شد و دو سال در دبستان رضوی تدریس کرد؛ مدرسه‌ای مذهبی که بسیاری از خانواده‌های شناخته‌شده مشهد فرزندانشان را به آن می‌سپردند. او می گوید : از علی آقای طبسی تا فرزند شهید کامیاب و فرزندان رهبرشهید  در این مدرسه درس می‌خواندند و من معلم یکی از فرزندان ایشان یعنی آقا مجتبی رهبرمعظم انقلاب بودم. به همین واسطه و در همان سال ها به همراه دوستانم به خانه ایشان در محله سرشور می‌رفتیم. خانه آقای خامنه‌ای یک خانه ساده و کوچک بود. روی زمین می‌نشستیم، همه دور تا دور پشتی. ایشان تفسیر قرآن می‌گفتند. دوستانم بارها به من هشدار می‌دادند که این رفت‌وآمدها ممکن است حساسیت ساواک را برانگیزد، اما من همچنان به این جلسات می رفتم.
نقش آفرینی مهم در تاریخ آموزش مشهد
سال‌ها بعد، عبدالخالق زاده در نقطه‌ای دیگر از تاریخ آموزش مشهد ایستاد؛ جایی که قرار بود استعدادهای درخشان این شهر شناسایی شوند. او به عنوان مدیر نخستین مدرسه تیزهوشان مشهد انتخاب شد، مدرسه‌ای که در سال ۱۳۶۷ فعالیت خود را شروع کرد. آغاز کار اما ساده نبود. امکانات اندک بود و ساختمان مناسب در اختیار مدرسه قرار نداشت. عبدالخالق زاده از روزهای آغازین چنین یاد می‌کند: پول نداشتیم مدرسه بسازیم، زمینی در قاسم آباد را دادیم و به ازای آن زمینی در فلکه فردوسی از اداره کار گرفتیم و سوله‌ها را تیغه‌بندی کردیم تا به کلاس تبدیل شود. امکانات محدود بود و حتی گرمایش مدرسه هم به مشکل برمی‌خورد، شوفاژ نداشتیم. کار به جایی رسید که روزنامه خراسان گزارشی با تیتر «تیزهوشان با شمع و پتو به مصاف سرما می‌روند» منتشر کرد.
اما مدرسه‌ای که با سوله و امکانات اندک آغاز شده بود، خیلی زود پا گرفت و  با نام دانش‌آموزانش شناخته شد. عبدالخالق زاده از رامین صادقی نام می‌برد؛ دانش‌آموزی که بعدها در راه‌اندازی پزشکی هسته‌ای بیمارستان امام رضا(ع) نقش داشت. از امیرحسین فاکهی، امید میلانی‌فرد و حامد کتابدار نیز یاد می‌کند که در جشنواره خوارزمی درخشیدند. درباره حامد کتابدار می‌گوید او دستگاهی ساخته بود که بعدها مورد استفاده پلیس قرار گرفت.
از سوی دیگر، موفقیت‌های کنکوری مدرسه هم برای او خاطره‌ای ماندگار است، می گوید: «ما ۲۸ دانش‌آموز تجربی داشتیم، یک کلاس تجربی داشتیم؛ رتبه یک، هفت و ۹ تجربی از یک دبیرستان درآمد.» به گفته او، ۲۳ نفر از همان کلاس در رشته پزشکی پذیرفته شدند و دانش‌آموزان رشته ریاضی نیز راهی دانشگاه صنعتی شریف شدند.
دانش آموزانی که درخشیدند
عبدالخالق زاده اما تأکید می‌کند که این موفقیت‌ها نتیجه تست‌زنی و کلاس‌های کنکور نبود: «ما دبیری می‌آوردیم که مفهومی کار کند، تستی کار نکند. مدرسه تیزهوشان قرار نبود کارخانه تولید رتبه باشد؛ قرار بود استعداد را کشف و ذهن دانش‌آموز را برای فکرکردن تربیت کند. معلم ها را از نقاط مختلف شهر دست‎چین می‌کردم. معلمی که شاید شناخته شده نبود اما جزوه های تدریسی اش در تهران به‎کار گرفته می‎شد. از طرف دیگر خود 
دانش آموزان نیز با هم تعامل داشتند. من به دانش آموزان المپیادی مدرسه فرصت تدریس به پایه های پایین تر و رفع اشکال می‌دادم.»
او همچنین از شاگردانی چون محمدرضا کلایی، مهدی حاتمی و کیارش باقری نام می‌برد؛ دانش‌آموزانی که بعدها در مدیریت شهری مشهد به جایگاه‌های مهم رسیدند. و برای علیرضا حقیقی کاخکی آینده علمی درخشانی همچون کسب جایزه نوبل متصور است.
حالا پس از سال‌ها، سیدعلی عبدالخالق زاده در میان انبوه خاطراتش از مشهد، مدرسه، معلمان، دانش‌آموزان و کتاب‌هایی که درباره فرهنگ و اندیشه اسلامی خوانده و نوشته است، همچنان به آینده آموزش و تربیت نسل جوان فکر می‌کند. روایت او، بخشی از تاریخ شفاهی مشهد است؛ روایتی که در آن، کوچه‌های سرشور، حرم امام رضا(ع)، کلاس‌های ساده یک مدرسه و افتخارآفرینی دانش‌آموزان نخبه، همه در یک قاب قرار می‌گیرند؛ قاب شهری که برای او، هویت و خاطره‌اش با نام علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) گره خورده است.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار