روح و روان در مرز خطر
آمارهای رسمی می گوید، 17 تا 25 درصد جامعه نیازمند مداخلات روانی است. کارشناسان معتقدند، شرایط کنونی همچون برخی التهابات اقتصادی و سیاسی به این وضعیت دامن زده است. ما با یک جامعه شناس همکلام شدیمنویسنده: صادق غفوریان
مترجم:
همه قبول داریم که وضعیت کشور در حوزه های مختلف تحت شرایط جنگ، از روال عادی خود تا حدودی فاصله گرفته است. در حال حاضر محدودیت های اقتصادی مردم، التهابات بازار، کسب و کارها و اشتغال و برخی بلاتکلیفی ها همه دست به دست هم داده تا اولین اثر آن، فشار بر روح و روان و اعصاب مردم باشد. رئیس سازمان بهزیستی از انجام یک پیمایش ملی خبر داده و اعلام کرده که «بر اساس یافتههای اولیه حدود ۱۷ درصد جمعیت نیازمند مداخلات جدی روانشناختی هستند.» البته مهرماه سال قبل، رئیسی معاون وزیر بهداشت گفته بود: «۲۵ درصد ایرانی ها دچار یکی از اختلالات روانی هستند که افسردگی و اضطراب شایع ترین آنهاست.»با این حال، فقدان آمارهای دقیق و درست که مبتنی بر پیمایش های منظم باشد، از جدی ترین آسیب های این حوزه در کشور است. ما وضعیت اکنون روح و روان جامعه را بررسی کردیم، با امان ا... قرائی، جامعه شناس نیز همسخن شدیم.

در رویکردهای نوین جامعهشناسی سلامت، روان جمعی نه یک مقوله انتزاعیِ محصور در ساختار فیزیولوژیک یا روانشناختی فرد، بلکه متغیری وابسته به میزان پیشبینیپذیری، امنیت پایدار و کارآمدی ساختارهای کلان است. هنگامی که زیست اجتماعی تحت تأثیر زنجیرهای از نارسایی های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی قرار میگیرد، نخستین سنگری که فرو میریزد، آرامش روانی شهروندان است.
جامعه در چنین اتمسفری، به وضعیتی از آمادهباش یا بلاتکلیفی سوق داده میشود؛ وضعیتی فرساینده که طی آن، انرژی روانی افراد بهجای توسعه فردی، خلاقیت و تعامل سازنده اجتماعی، صرفاً معطوف به شرایط روزمره میشود.امان ا... قرائیمقدم، جامعهشناس، در گفت وگو با ما در این باره بر نقش نیروهای برانگیزاننده محیطی تأکید میکند و میگوید: «بلاتکلیفی، مشکلات اشتغال، گرانی و تورم و نگرانی های گاه به گاهی که در جامعه وجود دارد، همه بر وضعیت روحی و روانی مردم اثر میگذارد. این موارد، بعضا منجر به برخی ناامیدی ها نسبت به آینده می شود که این ها همگی برهمزننده تعادل روانی جمعی هستند.»
آن چه این جامعه شناس اشاره می کند، ریشه آسیب را در درون جامعه جستوجو میکند؛ جایی که مطابق نظریه روانشناس مطرح آلمانی، کورت لوین، عوامل فشارزا، تنشآفرین و ناامیدکننده بهمراتب قدرتمندتر از مؤلفههای تثبیتکننده و نیروهای مهارکننده تنش عمل میکنند.
اقتصاد و معیشت و سایش تابآوری روانی
نمیتوان از فرسایش روان جمعی سخن گفت و وزن تعیینکننده شرایط اقتصادی را نادیده گرفت. تداوم ناثباتی بازار و ناهمخوانی دخلوخرج خانوارها، صرفاً متغیری اقتصادی نیست؛ بلکه به محرکی پیوسته برای تولید اضطراب تبدیل شده است. وقتی طبقه متوسط جامعه با خطر لغزش به دهکهای پایینتر مواجه میشود و دهکهای پایین در تامین نیازمندی ها به مرز استیصال میرسند، اضطراب به بخشی از تجربه زیسته هرروزه بدل میگردد.
قرائیمقدم در تحلیل پیوند اقتصاد و روان جامعه میگوید: «مدت هاست که جامعه شرایط متفاوتی از گرانی و تورم را تجربه می کند. نبود تعادل بین دخل و خرج مستقیماً اعصاب و روان افراد را هدف میگیرد. در چنین شرایطی بروز پرخاشگری، بیقراری و کاهش آستانه تحمل اجتماعی کاملاً طبیعی است.»
جامعه نیازمند نشاط آفرینی است
یکی دیگر از اضلاع این آسیب، کمبود فرصتهای بازیابی روانی است. یک سیستم اجتماعی سالم برای بازسازی توان تابآوری خود به موقعیت ها و نهادهای نشاط جمعی، امکانات فراغت در دسترس و روایتهای امیدبخش نیازمند است. برای ورود مصداقی به این موارد شاید نیاز به مراجعه به آمارهای رسمی نباشد، چون تاحدودی می توانیم حدس بزنیم که جامعه ما در چه شرایطی قرار دارد. به نظر می رسد شرایط معیشتی امکان تفریح و بازیابی انرژی را از سبد مصرفی بخشی از جامعه کم رنگ کرده است. این جامعهشناس با اشاره به این کمبود ساختاری خاطرنشان میسازد: «عوامل تضعیفکننده روحیه جمعی بسیار متعددند که کمبود یا نبود شادی به آن دامن می زند.»
معمای آماری
فاصله معنادار میان آمارهای پراکنده از برآورد ۱۷ درصدی اخیر سازمان بهزیستی تا آمارهای پیشین وزارت بهداشت مبنی بر درگیری ۲۵ درصد جامعه با اختلالات روانی پیش از هر چیز، بازتابدهنده فقدان یک نظام جامع پایش و دادهورزی سلامت اجتماعی در کشور است. این تشتت آماری نه تنها تصویر شفافی از عمق مسئله ارائه نمیدهد، بلکه امکان ارزیابی اثربخشی سیاستها را نیز کمرنگ میکند. با این حال، همین مقدار آمار نیز نیازمند توجه جدی و مداخلات درمانی است.
اما راهکار چیست؟ تقلیل این بحران به توصیههای فردی برای آرامش یا اکتفا به رواندرمانی کلینیکی، شاید چندان راهگشا نباشد. اگرچه گسترش بیمه خدمات روانشناختی، توسعه مراکز مشاوره در سطح محلات و مدارس و ارزانسازی دسترسی به خدمات سلامت روان یک فوریت انکارناپذیر است، اما درمان اصلی در گرو کاهش عدمقطعیتها و فشارهای معیشتی و البته تولید امید تعریف میشود.
10 صفحه اول
پربازدیدترین اخبار
اخبار برگزیده


