بن بست تولید موسیقی در خراسان!

گفت و گو با ابوالفضل پیروز، خواننده و آزاده چشمه سنگی ،ترانه سرا که به تازگی قطعه «تمام من ایران است» را روانه بازار کرده اند، آن ها از چالش های تولید اثر در حوزه موسیقی می گویند

نویسنده: محمد بهبودی نیا

مترجم:

تا امروز بارها درباره کمرنگ شدن تولیدات موسیقی محور خوانندگان مستقل صحبت هایی به میان آمده است ، این در حالی است که موسیقی خراسان با کمبود خواننده ،آهنگ ساز و ترانه سرا روبه‌رو نیست؛ چالش اصلی ، بازاری است که در آن استعدادها پیش از آنکه فرصت دیده‌شدن پیدا کنند، زیر بار هزینه، نبود حمایت و پایتخت زدگی موسیقی فرسوده می‌شوند. در حوزه ترانه سرایی نیز موضوع به همین صورت است و در نتیجه هنرمندان حوزه موسیقی چاره ای جز مهاجرت به تهران نمی بینند. در این باره با ابوالفضل پیروز خواننده و آزاده چشمه سنگی، ترانه سرا گفت و گو کرده ایم. 
​​​​​​​
جناب پیروز، شما تقریبا حدود دو دهه در فضای موسیقی فعالیت می کنید به نظر شما موسیقی خراسان معضل کمبود استعداد دارد؛ اگر ندارد پس چرا فعالیت برای خواننده‌ها در این منطقه دشوار شده است؟
متأسفانه پایتخت‌زدگی در موسیقی، فضا را برای فعالیت خواننده‌ها در شهرستان‌ها سخت می‌کند. من به عنوان یک خواننده خراسانی می گویم ما کمبود استعداد نداریم اما مسائل متعددی باعث می شود تولید اثر به شدت پایین باشد. اجازه بدهید این موضوع را با یک خاطره توضیح دهم. سال 98 به تهران مهاجرت کردم و با آهنگ سازهای زیادی همکاری کردم از جمله حامد برادران و کمال صداقت و ... قطعاتی را تولید کردم ولی واقعیت این است که یک خواننده به تنهایی و بدون هیچ حامی مالی شاید برای ادامه مسیر، زورش نرسد. البته ارتباط های ضعیف خواننده ، ترانه سرا، آهنگ ساز و تهیه کننده ها یکی دیگر از دلایل اصلی کم کار بودن خواننده ها در خراسان است.
بسیاری از خوانندگان خراسانی برای ادامه فعالیت به تهران می‌روند، اما برخی از آن‌ها با تجربه‌های تلخ و حتی ضرر مالی برمی‌گردند.شما هم با این موضوع رو به رو بوده اید؟
بله .برخی شرکت ها در تهران از عشق و علاقه خواننده هایی که در شهرستان های مختلف فعالیت می کنند ، مطلع هستندو قراردادهای عجیبی را با خواننده می بندند که فقط ضررش نصیب خواننده می شود.خود بنده هم در تهران با این شرکت ها رو به رو شدم و دچار ضرر و زیان هایی شدم که این ماجرا و دردسرهایش قصه دور و درازی دارد و به نظر من هنرمندان خراسانی اگر روی برقراری ارتباط با یکدیگر تمرکز داشته باشند بسیاری از این مشکلات حل می شود و آثار فاخری تولید می شود.به این دلیل و بسیاری از دلایل دیگر به نظر من بستر موسیقی در خراسان بزرگ دچار بن بست شده است. یکی از دلایل دیگر این است که تولید یک قطعه موسیقی هزینه های زیادی دارد و به دلیل این که خواننده نمی تواند اجراهای متعدد برگزار کند برگشت مالی صورت نمی گیرد. در هر جایی که هنرمندی نتواند درآمدزایی داشته باشد مجبور به خانه نشین شدن می شود.
اجازه بدهید یک سوال با فضایی متفاوت تر را از شما بپرسم ،به نظر شما چرا ترانه‌سرا آخرین فردی است که در بازار موسیقی دیده می‌شود و کمترین دستمزد را می‌گیرد؟
این معضل مارکت موسیقی ماست چون از نظر برخی تولید کنندگان و سرمایه گذاران ترانه در اولویت چندم قرار می گیرد، چه از نظر انتقال مفهوم و محتوا و چه کیفیت کار، این نگاه نه تنها باعث نادیده گرفتن ترانه و ترانه سرا می شود، بلکه آسیب بزرگ تری را به وجود می آورد که آن هم پرشدن بازار موسیقی از ترانه های ضعیف است. ما اگر به گذشته و استادان موسیقی بزرگ کشورمان مثل استاد شجریان و ...برگردیم می بینیم حساسیت زیادی روی انتخاب شعر داشته اند و هر شعری را نمی خواندند.
حالا از دنیای خوانندگی برویم سراغ ترانه سرایان و مشکلاتشان، خانم چشمه سنگی ، به نظر شما  چرا استعدادهای خراسانی با وجود ظرفیت بالا، کمتر وارد جریان اصلی موسیقی می‌شوند؟
جغرافیا تاثیر فراوانی در هنر دارد. ترانه سراهای بسیار خوبی در خراسان حضور دارند که اگر خواننده های صاحب نامی اثرشان را بخوانند اتفاقات شگرفی در فضای ترانه شان رخ می دهد اما نزدیک نبودن به بازار گسترده موسیقی این فرصت را از آن ها گرفته است.در نهایت، مسئله موسیقی خراسان فقط مهاجرت چند خواننده یا ترانه‌سرا به تهران نیست؛ مسئله، ساختاری است که باعث می‌شود هنرمند برای تولید، دیده‌شدن و حتی ادامه مسیر حرفه‌ای خود، به جغرافیایی خارج از خراسان وابسته باشد. استعدادی که نتواند از هنر خود درآمد داشته باشد، دیر یا زود با یک انتخاب سخت روبه‌رو می‌شود: ماندن و کم‌کارشدن یا رفتن و پذیرفتن هزینه‌ها و چالش های تهران.
شما در دوران حمله آمریکا و اسرائیل به ایران ترانه ای شنیدنی«تمام من ایران است» سرودید که ابوالفضل پیروز خواند و ناصر نجفی آهنگ سازی آن را بر عهده داشت، از چگونگی سرودن این ترانه و این گروه کاملا خراسانی برایمان بگویید.
این همکاری برای من به شدت لذت بخش بود. این کار به ما ثابت کرد که می توان در خراسان ماند و اگرچه با سختی های فراوان اما آثاری را تولید کرد. اگراین اثر بازخوردهای مثبت گرفته به خاطر این است که این موضوع یعنی ایران ،دایره مخاطب گسترده ای دارد و من هم سعی کردم ترانه ای بنویسم که مخاطبان بیشتری با آن ترانه ارتباط برقرارکنند. این ترانه در زمان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران نوشته شد و سعی من بر این بوده که اثری خلق کنم  که همزمان با رویایت یک بغض جمعی ، شکوه و همراه با حماسه، عظمت ایران را نیز به رخ بکشد.به نظر من هر ترانه در صورتی متمایز می شود که مضمون مشترک را از زاویه ای جدید مطرح کند و برای این کار نیاز به داشتن دایره واژگان گسترده ای است موضوعی که در ترانه های امروز کمتر دیده می شود.حرف درباره مشکلات ترانه سراهای غیرتهرانی زیاد است که جناب پیروز به بسیاری از آن ها اشاره کردند.
10 صفحه اول