به تداوم بحران درپرسپولیس سلام کنیم؟

نویسنده:

مترجم:

​​​​​​​
درشرایطی که هواداران پرسپولیس بعدازدوفصل پرنوسان و فرسایشی،چشم‌انتظاربازگشت ثبات به نیمکت تیم بودند،انتخاب نهایی باشگاه بیشترازآن‌که امیدتولیدکند،پرسش وتردید به همراه آورده است.بعدازگمانه‌زنی‌هایی درباره تمدیداوسماریاحضور اسکوچیچ،حالا مهدی تارتارروی نیمکت پرسپولیس نشسته؛ انتخابی که دست‌کم درنگاه اول، با مختصات تاریخی وهویتی این باشگاه همخوانی چندانی ندارد.
مسئله،نفی توانایی‌های تارتارنیست.اودرفوتبال ایران مربی کم‌دانشی محسوب نمی‌شودوبارها نشان داده که درمدیریت تیم‌های متوسط،ارائه فوتبالی اقتصادی،گرفتن امتیازهای حساب‌شده وساختن تیم‌های منظم،توانایی دارد.اما سؤال اصلی اینجاست:آیا این مختصات برای پرسپولیس کافی است؟ پرسپولیس فقط یک تیم فوتبال نیست؛باشگاهی است با فلسفه فوتبال تهاجمی،میلیون‌ها هوادار،فضای رسانه‌ای ملتهب،توقع دایمی برای قهرمانی وپیشکسوتانی ریشه‌داروطرفدارجدی فوتبال تماشاگرپسندکه به‌راحتی مربی روی نیمکت را درصورت ارائه فوتبالی معمولی مورد انتقادقرارمی‌دهند.درچنین باشگاهی،صرفاً منظم بودن یا نتیجه‌گرایی حداقلی،ضامن بقا نیست.
فلسفه فنی تارتار،دست‌کم درکارنامه‌ای که ازاودیده‌ایم،بیشتربر احتیاط،ساختاردفاعی وگل نخوردن استواربوده تا برماجراجویی، حمله مستمروفوتبال مالکانه.این سبک شاید برای تیم‌هایی با هدف بقا،ثبات یا کسب رتبه‌ای آبرومندکارآمد باشد،اما در پرسپولیس،جایی که حتی پیروزی وکسب3 امتیازهم باید با کیفیت فنی همراه باشد،ممکن است خیلی زود به تعارض با سکوها،کانال‌ها وپیج‌های هواداری،رسانه وپیشکسوت منجر شود. نکته مهم‌تراین است که تارتاردرآسان‌ترین زمان ممکن هم به پرسپولیس نیامده است.او وارد تیمی می‌شود که درماه‌های گذشته ازیک بحران به بحران دیگرلغزیده؛ازناکامی‌های فنی وتغییرات شتاب‌زده روی نیمکت گرفته تا بی‌ثباتی مدیریتی وفضای متشنج پیرامون باشگاه.درچنین شرایطی،سرمربی جدید نه فقط باید از نظرفنی موفق باشد،بلکه باید شخصیت،کاریزما وظرفیت کنترل فشارروانی این محیط سنگین را هم داشته باشد؛ویژگی‌ای که هنوزبرای بسیاری درباره تارتارمحل تردیداست.
پرسپولیس امروزبیش ازهرچیز به یک مربی به‌روز،جسورو تحول‌گرا نیازدارد؛ کسی که همزمان بتواندتیم را ازنظرفنی بازسازی کندوازنظرذهنی به آن اعتماد برگرداند.تارتار، دست‌کم روی کاغذ، بیشترشبیه انتخابی برای مدیریت بحران است تا ساختن آینده. به همین دلیل، این انتصاب فعلاًبیشتربوی ادامه بحران می‌دهدتاآغازرهایی ازآن. سؤالی که باقی می‌مانداین است: سکوها به اوفرصت خواهند داد،یا خیلی زودهمان چرخه آشنای بی‌اعتمادی دوباره آغازمی‌شود؟نام تارتاربا شادی درورزشگاه می‌پیچدیا حیاکن رها کن... 
10 صفحه اول